کتاب غروبدار
پرنیان، غبار سفید گچ ماسیده به کف دست ها را...
پیش از خرید کتاب غروبدار بخوانید
این اثر اولین رمان سمیه مکیان است؛ داستانی با سوژهای بسیار بدیع و ساختاری نو که بر اساس یک اختلال واقعی نوشته شده و تجربهای متفاوت از زیستن در زمان را ارائه میدهد.
درباره کتاب
کتاب غروب دار دربارهی مردی است که با غروب آفتاب دچار فراموشی عمیق میشود و دقیقاً با طلوع روز جدید، حافظهی خود را بازمییابد. این اتفاق عملاً دو هویت مجزا برای شخصیت اصلی رقم میزند. نویسنده این داستان را بر اساس یک سندروم واقعی به نام سندروم «غروب» ساخته و در دل روایتش، ازهمگسیختگی زیستی این شخصیت را به دالانهای زمانی گره میزند؛ داستانی دربارهی انسانی که درک معمولی از جریان زمان ندارد و مدام ناچار است حافظهاش را به یاری دیگران ترمیم کند.
خواندن کتاب به چه کسانی پیشنهاد میشود
- علاقهمندان به ادبیات داستانی نوگرای ایران: کسانی که به دنبال ساختارهای روایی تازه، تجربی و سوژههای غیرتکراری هستند.
- دوستداران داستانهای روانشناختی و هویتی: افرادی که به موضوعاتی مثل حافظه، هویتهای چندگانه و خوانشهای فلسفی از زمان علاقه دارند.
معرفی نویسنده
سمیه مکیان در اولین رمان خود نشان داد که به سراغ ایدههای جسورانه و خلاقانه میرود. او با دستمایه قرار دادن یک سندروم واقعی، اثری خلق کرده که فراتر از یک مستند پزشکی، به عمق روان انسان و مفهوم گمگشتگی در زمان نفوذ میکند.
این رمان متفاوت و خواندنی توسط نشر چشمه به چاپ رسیده است.
جملات کتاب غروبدار
انگار صبحها سرحالتراست، اما هر چه خورشید پایینتر میرود او هم سیاهتر میشود. آن صدای خنده و جِزجِز کتفهایش هم بیشتر میشوند. البته قدیمها هم وقت غروب حالش همینطور میشد. چیزیاش میشد اما نمیدانست چی؛ میخواست جایی برود اما نمیدانست کجا. خستهوکوفته گوشهی اتاق ولو میشد تا طلوع. مثل حالا. پیری همان جوانی است، با شدت بیشتر. اینجا جوانی که شدت بگیرد آدم پیر میشود.
صفحه 44
امتیاز دهید!
ارسال دیدگاه
برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربریهیـچ دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است!
اولین دیدگاهتان را بنویسید