کتاب سیگار شکلاتی
همین که در بسته شد تازه متوجه ضربان شدید و تند قلبم شدم. دستم را روی قلبم گذاشتم و به سمت مبلمانی که نزدیک در قرار داشتند رفتم و خودم را رها کردم. نفس در سینه ام حبس شده بود. تقریبا مطمئن بودم تا یک ساعت آینده از جمشید خبری نمی شود ولی نمیدانم چرا دلشوره داشتم.
همه ذهنم در گیر حرفی بود که شهراد زده بود، چرا از من خواست همه چیز را گردن بیندازم تا خودم بتوانم فرار کنم؟
چرا باید برای پسری مثل او مهم باشد که اینجا چه بلایی بر سر من خواهد آمد؟
پردهبرداری از سازوکارهای تغییر درمانی
معرفی کتاب چرا روان درمانی مؤثر است نوشته لوئیس کازولینو
چه کسی در شب بیدار است؟
معرفی کتاب کودک شبها که ما میخوابیم؛ در شهر چه کسانی بیدارند و چه کارهایی انجام میدهند؟ نوشتهی پالی فِیبر
زنانی که از زبان مردان مینویسند
نویسندگان زن و نقش آنها در خلق شخصیت های مرد