کتاب زندگی نامه هانا آرنت
آرنت در مقاله ی «هشتاد سالگی» هایدگر مینویسد: «هر اندیشمندی اگر به کفایت زنده بماند، باید برای حل معضلاتی بکوشد که در نتیجه ی اندیشه های او پدید آمده اند و این کار را باید با بازاندیشی در همان افکار صورت دهد.» این کتاب نخستین زندگی نامه ای نیست که راجع به آرنت نوشته شده است، و آخری هم نخواهد بود، و من در خیال خودم کنار آرنت می ایستم و تصور میکنم که چطور می توانستم این زندگی نامه را جور دیگری بنویسم. وقتی الیزابت یانگ بروئل نخستین زندگی نامه ی آرنت را در سال ۱۹۸۲ منتشر کرد، هانا آرنت: به عشق دنیا، جهان را با زندگی خصوصی آرنت که از دیده ی عموم پنهان بود آشنا کرد. روشن نیست که آیا هیچ وقت آرنت انتظار داشت اشعارش، یادداشتهای روزانه اش و نامه های عاشقانه اش به نظر عموم برسد، اما وقتی از دنیا رفت آنها را به ما واگذار کرد. (وقتی کتابی را که خود او بر اساس نامه ها و مکاتبات راحیل فارنهاگن نوشت در نظر آوریم، میتوانیم فکر کنیم که خودش هم تصور میکرد که دیگران کاغذهایش را کشف کنند و به همان طریقی که او از احوال راحیل مطلع شده بود، دیگران هم با خواندن یادداشتها و نامه های او از چند و چون دوستی هایش با خبر شوند.) زندگی نامه ای که یانگ بروئل نوشت از زندگی نامه ی رزا لوگزامبورگ جان پیتر نتل الگو گرفته بود که در سال 1996 منتشر شد.
امتیاز دهید!
ارسال دیدگاه
برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربریهیـچ دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است!
اولین دیدگاهتان را بنویسید