کتاب دوستش داشتم
قبل از خرید کتاب دوستش داشتم بخوانید
آیا ماندن در یک رابطه به خاطر احساس وظیفه، نشانهی شجاعت است یا ترک آن به خاطر عشق؟ این داستان کوتاه و گفتوگو محور، واکاوی عمیقی از عشق، خیانت و انتخابهای دشوار زندگی است. اثری که به جای قضاوت کردن، شما را به درک پیچیدگیهای روابط انسانی دعوت میکند.
درباره کتاب
داستان با شوکِ ترک شدن آغاز میشود؛ همسر کلوئه او را به خاطر زنی دیگر رها کرده است. در این بحران عاطفی، پدرشوهرش، پییر، که همیشه مردی خشک و سرد به نظر میرسید، کلوئه و نوههایش را به ویلایی خارج از شهر میبرد. در آنجا، پییر برای اولین بار سکوت خود را میشکند و از عشق پنهان و ناکام خود به زنی به نام ماتیلد پرده برمیدارد. او از بزدلی خود در رها نکردن زندگیِ بیعشقش میگوید و به کلوئه نشان میدهد که گاهی ترک کردن، شجاعانهتر از ماندن و تسلیم شدن به روزمرگی است.
خواندن این کتاب به چه کسانی پیشنهاد میشود؟
- علاقهمندان به داستان های روانشناختی و داستانهایی با محوریت روابط عاطفی و خانوادگی.
- کسانی که از روایتهای گفتوگو محور و صمیمی لذت میبرند.
- خوانندگانی که به دنبال داستانی کوتاه، تأملبرانگیز و تسلیبخش برای عبور از بحرانهای عاطفی هستند.
معرفی نویسنده، مترجم و ناشر
آنا گاوالدا،داستان نویس محبوب فرانسوی است که به خاطر نثر ساده، صمیمی و لحن احساسیاش محبوب جا دارد. این داستان با ترجمهی ناهید فروغان توسط نشر ماهی به چاپ رسیده است.
جملات کتاب
«زندگی حتی وقتی انکارش میکنی، حتی وقتی نادیدهاش میگیری، حتی وقتی نمیخواهیاش، از تو قویتر است. از هر چیز دیگری قویتر است. آدمهایی که از بازداشتگاههای اجباری برگشتهاند دوباره زاد و ولد کردند. مردان و زنانی که شکنجه دیده بودند، که مرگ نزدیکانشان و سوخته شدن خانههاشان را دیده بودند، دوباره به دنبال اتوبوسها دویدند، به پیشبینی هواشناسی با دقت گوش کردند و دخترهایشان را شوهر دادند.»
«ترجیح میدهم تو امروز خیلی رنج بکشی تا اینکه بقیه عمرت را با کسی بگذرانی که دوستت ندارد.»
«حق اشتباه کردن، بسیار کوچک و ناچیز است.»