لوگو www.avangard.ir
پاکت سفارش
جمع
هزینه ارسال برای سفارش‌های بالای تومان رایگان است
قبل از پرداخت از غیر فعال بودن فیلتر شکن (VPN) مطمئن شوید.
  • هزینه ارسال پستی تا ۱ کیلوگرم ۲۵ تومان، تا ۲ کیلوگرم ۳۷ تومان، تا ۳ کیلوگرم ۴۶ تومان، تا ۴ کیلوگرم ۵۴ تومان، تا ۵ کیلوگرم ۷۲ تومان، تا ۷ کیلوگرم ۹۰ تومان است. در صورت دریافت هرگونه هزینه‌ی اضافی، وجه مذکور بازگردانده خواهد شد.
  • شمارۀ پیگیری مرسوله ازطریق پیامک به شما اطلاع داده می‌شود.
  • در صورت عدم دریافت مرسوله، مسئولیت پیگیری از شرکت پست به عهدۀ خریدار محترم خواهد بود.
  • ارسال مرسولات حداکثر ظرف یک روز کاری تحویل پست خواهد شد؛ لازم به ذکر است آوانگارد در روزهای پنج‌شنبه، جمعه و تعطیلات رسمی ارسال پستی ندارد.
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
کجا به دستتون برسونیم؟
تهران
درحال حاضر فعلا سفارشات شهر تهران انجام می‌شود
کی به دستتون برسونیم؟

دوزخ | نشر کتابسرای تندیس

نویسنده:
دن براون

النگدان یک لحظه احساس کرد زمان متوقف شده.

دکتر مارکونی بی‌حرکت روی زمین افتاده بود و خون از سینه‌اش بیرون می‌جهید. لنگدان که در برابر تأثيرِ آرام‌بخش‌های بدنش مقاومت می‌کرد نگاهش را بالا آورد و آدم‌کش مو-سیخ‌سیخی را دید که در سرسرا به سمت او می‌آمد و چیزی نمانده بود به درِ باز ِاتاقِ او برسد. به آستانه‌ی در که رسید، نگاهی به لنگدان انداخت و فوراً اسلحه‌اش را به سمت او آورد و سرِ او را نشانه گرفت. 

لنگدان ناگهان متوجه شد که الان می‌میرم. همین جا، همین الان.

دنگِ شلیک در اتاقِ کوچکِ بیمارستان کرکننده بود.

لنگدان فروریخت؛ مطمئن بود که تیر خورده، اما صدای دنگ بلند از تفنگِ مهاجم نبود؛ بلکه از کوبیده‌شدنِ درِ سنگین و فلزيِ اتاق برخاسته بود که دکتر بروکس خود را روی آن پرت کرده بود و بلافاصله قفل کرده بود. 

صفحه ۳۷

افزودن به پاکت خرید
دیدگاه‌ها

در حال حاضر دیدگاهی برای این مقاله ثبت نشده است.

مقالات پیشنهادی

 مثل خون در رگ‌های من

مثل خون در رگ‌های من

متن کتاب مثل خون در رگ های من هرچه بیشتر می‌بینمت، احتیاجم به دیدنت بیشتر می‌شود. دیروز چند لحظه‌ی کوتاه بیشتر ندیدمت. تمام سرشب، تنها و بی‌هدف در خیابان‌های تاریک و خلوت این اطراف راه رفتم و به تو فکر کردم. شاید اگر بیرون نمی‌رفتم، می‌توانستم دفعات بیشتری ببینمت، ولی چون به‌ات گفتم که بروی بخوابی و قبول نکردی، ناچار رنج ندیدن تو را به خودم هموار کردم و از خانه بیرون رفتم که بروی استراحت کنی. فکر نمی‌کنی اگر مریض بشوی و بیفتی، با این وضعی که داریم چه خواهد شد؟ بیشتر بخوان


کتاب‌های پیشنهادی

book icon انتشارات کتابسرای تندیس
مشاهده همه arrow icon
book icon به قلم دن براون
مشاهده همه arrow icon
book icon به ترجمه‌ی حسین شهرابی
مشاهده همه arrow icon



Some text some message..