مروری بر زندگی، فعالیتها و افتخارات محبوبترین گز...
بیوگرافی عادل فردوسی پور؛ راوی راستین فوتبال
مادرم سوت زد و گفت «خب حالا ما تو رو زشت میکنيم.» دهانش آنقدر به من نزدیک بود که تفش میپاشید روی گردنم. بوی آبجو از دهانش میزد بیرون. داشتم توی آینه نگاهش میکردم که یک تکه زغال را روی صورتم میمالید. بهزمزمه گفت «چه زندگی وحشتناکی.»
صفحه ۱۱