کتاب در پناه هیچ

نویسنده: اولیویه آدام

لابد یکی از آن خواب های همیشگی‎اش را دیده بود که از زندگی واقعی برایش حقیقی‎تر بود و باعث می‎شد موقع بیداری هراسان،ناامید و مات و مبهوت بماند.به سال‎های قبل بر می گشت،در آپارتمانمان رو به دریای مانش و کلارایی که نمرده بود،از اتاقی به اتاق دیگر می‎رفت بی آن که حرف زدنش را قطع کند،بی دلیل هیجان زده می‎شد و پشت سرش بوی عطر،وانیل و شکر به جا می ماند،بابا توی آشپزخانه قایم شده بود و ماهی پاک می‎کرد‎‎

صفحه 82

متاسفانه این کتاب موجود نیست

کتاب در پناه هیچ

متاسفانه این کتاب موجود نیست

دیدگاه‌ها

در حال حاضر دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.

مطالب پیشنهادی

این آدم‌ها کی هستند؟

برگرفته از کتاب "عشق در زمستان آغاز می‌شود" نوشته‌ی سایمون ون بوی، ترجمه‌ی عرفان مجیب، نشر هیرمند

من چیزی بودم. و حالا چیز دیگری بودم.

بخشی از کتاب «انسان‌ها هیچ جا خانه نمی‌شود» اثر مت هیگ

زنی جوان، خانه ای رویایی و ناگهان...

مروری بر کتاب دختری در قطار نوشته‌ی پائولا هاوکینز

کتاب های پیشنهادی