لوگو www.avangard.ir
× پاکت سفارش
جمع
هزینه ارسال برای سفارش‌های بالای تومان رایگان است
قبل از پرداخت از غیر فعال بودن فیلتر شکن (VPN) مطمئن شوید.
  • هزینه ارسال پستی تا ۱ کیلوگرم ۲۵ تومان، تا ۲ کیلوگرم ۳۷ تومان، تا ۳ کیلوگرم ۴۶ تومان، تا ۴ کیلوگرم ۵۴ تومان، تا ۵ کیلوگرم ۷۲ تومان، تا ۷ کیلوگرم ۹۰ تومان است. در صورت دریافت هرگونه هزینه‌ی اضافی، وجه مذکور بازگردانده خواهد شد.
  • شمارۀ پیگیری مرسوله ازطریق پیامک به شما اطلاع داده می‌شود.
  • در صورت عدم دریافت مرسوله، مسئولیت پیگیری از شرکت پست به عهدۀ خریدار محترم خواهد بود.
  • ارسال مرسولات حداکثر ظرف یک روز کاری تحویل پست خواهد شد؛ لازم به ذکر است آوانگارد در روزهای پنج‌شنبه، جمعه و تعطیلات رسمی ارسال پستی ندارد.
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
کجا به دستتون برسونیم؟
تهران
درحال حاضر فعلا سفارشات شهر تهران انجام می‌شود
کی به دستتون برسونیم؟

در ستایش شرم جامعه شناسی شرم در ایران

نویسنده:
حسن قاضی مرادی

اما معنای شرم در ادب پندنام‌های ایران چه بوده است؟ معنای محوری شرم در این نوع ادب، خجلت (شرمساری) و سرافکندگی (به همان معنای خجالت کشیدن) در برابر دیگران است. البته در اخلاقیات پندنامه‌ای، شرم معنای دیگری از جمله ننگ و رسوایی و یا حجب و آزرم (به ویژه در مورد زنان) و... نیز دارد. در همان دو نمونه‌ای که از گلستان و بوستان آوردم، شرم (شرمساری) به معنای خجالت کشیدن و شرمسار شدن است، و خجلت و شرمساری، اصلا در برابر دیگری است که معنی می‌یابد. هر چند که پیش از این گفته شد در اخلاق دینی، به جای احساس شرم، نقش محوری به احساس گناه داده می‌شود و در اخلاق عرفانی به احساس حیا، اما هم در اخلاق دینی و هم در اخلاق عارفانه، "شرم" در معنای خجلت و شرمساری در برابر دیگران، چه بسیار به کار برده می‌شود.

صفحه ۵۵

مرا به چشم هایت بسپار آماده خواندنم

دیدگاه خود را با ما به اشتراک بگذارید


در حال حاضر دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.

  • ناشر : اختران
  • تعداد صفحات: 144
  • شابک: 9789647514514
  • شماره چاپ: 9
  • سال چاپ: 1400
  • موجودی : 1 عدد
  • نوع جلد: شمیز
  • دسته بندی: اخلاق
  • امتیاز:

مقالات پیشنهادی

 هفته‌ی چهل و چند

هفته‌ی چهل و چند

دیوار چین طولانی‌تر از چیزی بود که در عکس‌ها دیده بودم. شکوه و غم را یک‌جا ریخت توی دلم. میان طبیعت سبز و بکر راه خودش را باز کرده بود و رفته بود بالا. پایم را که روی اولین پله‌ی سنگی گذاشتم، سنگینی تاریخ انسانی‌اش آوار شد روی شانه‌هایم. دستم را گذاشتم روی شکمم. «شکوفه‌ی سیب، این‌جا رو یادت بمونه.» یادش نمی‌ماند. بعدها که دنیا می‌آمد و عقل‌رس می‌شد، باید می‌نشستم و دخترک یا پسرک را می‌نشاندم روی پاهایم. بیشتر بخوان


کتاب های پیشنهادی

book icon انتشارات اختران
مشاهده همه arrow icon



Some text some message..