× پاکت سفارش
جمع
هزینه ارسال خرید آنلاین برای پاکت خرید بالای تومان رایگان است
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
کجا به دستتون برسونیم؟
تهران
درحال حاضر فعلا سفارشات شهر تهران انجام می‌شود
کی به دستتون برسونیم؟

با شب یکشنبه

نویسنده: محمدرضا صفدری

به پیش که رفتم، برگشتم سر جایم را نگاه کردم؛ جایی که یک‌دم پیش من و چرخم در آن‌جا بودیم و دیگر نبودیم. دور شدن از آن‌جا برایم سخت بود، شاید چون چراغ‌های پشت‌سرم تازه روشن شده بودند. چارچوب‌های روشن به روی هم و در کنار هم. افسوس! دیگر برنمی‌گشتم ببینم آن‌ها تا کی روشن خواهند ماند. چاره‌ای نبود. چاره‌ی هر دردی رفتن بود.

صفحه 39


موجود نمی باشد

دیدگاه خود را با ما به اشتراک بزارید


در حال حاضر دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.

  • ناشر : نیماژ
  • تعداد صفحات: 76
  • شابک: 9786003673434
  • شماره چاپ: 2
  • سال چاپ: 1397
  • نوع جلد: شمیز
  • دسته بندی: داستان فارسی
  • امتیاز:

مقالات پیشنهادی

 هجرت رفتن است

هجرت رفتن است

هجرت رفتن است، اما نه هر رفتنی. آن که هجرت می‌کند، همیشه دارد پشت سرش را نگاه می‌کند. به همین خاطر است که لغت هجرت، معنای دوری و فراق دارد. کسی که دور است، از انگارۀ مبداء خویش جدا نشده است و فاصله‌اش را هنوز با همان مبداء می‌سنجد. پس می‌شود گفت هجرت رفتن است اما دل و جان برکندن نیست. آن که هجرت می‌کند هرگز نتوانسته است از مبداء خود رها شود. خواه این مبداء، مبدائی مکانی باشد، خواه مبدائی مفهومی و نهادی. این دل در گروِ مبداء داشتن است که هجرت را از هم‌خانواده‌هایی مثل رحلت، کوچ و سفر متمایز می‌کند. آن که هجرت کرده پیوسته در «دور بودن» حضور دارد. بیشتر بخوان




کتاب های پیشنهادی

 دالان بهشت 

دالان بهشت 

ناموجود
 ارباب و بنده

ارباب و بنده

ناموجود
 جای خالی سلوچ

جای خالی سلوچ

80,000 تومان
 سمفونی مردگان

سمفونی مردگان

48,000 تومان



Some text some message..