کتاب بادام

نویسنده: وون پیونگ سون

من در وجود خود بادام‌هایی دارم

شما هم همین طور

همین طور آدم‌هایی که آنها را دوست دارید یا از آن‌ها بدتان می‌آید.

هیچکس نمی‌تواند آن‌ها را حس کند

اما الان دیگر می‌دانید که آنها وجود دارند.

این داستان به طور خلاصه، درباره‌ی دیدار یک هیولا با هیولایی دیگر است. یکی از آن هیولاها خود من هستم.

من به شما نمی‌گویم این داستان پایانی خوش حال کننده دارد یا غم انگیز. خب، برای این کار دلایلی دارم: اول از همه این که وقتی آخر داستانی لو برود، خواندن داستان کسل کننده می‌شود. دوم این که با بی‌اطلاعی از پایان‌بندی داستان، بیشتر درگیر داستان می‌شوید. و آخرین دلیل ـ که شاید بهانه به نظر برسد ـ این که نه شما، نه من و نه هیچکس دیگری نمی‌تواند واقعاً بفهمد داستان‌ها خوش‌حال کننده‌اند یا غم‌انگیز.

مقدمه

مروری بر کتاب بادام نوشته وون پیونگ سون را در آوانگارد بخوانید.

متاسفانه این کتاب موجود نیست

کتاب بادام

متاسفانه این کتاب موجود نیست

دیدگاه‌ها

در حال حاضر دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.

مطالب پیشنهادی

باغ‌وحش کاغذی

معرفی کوتاه کتاب کودک تو لک لکی یا دارکوب؟ نوشته‌ی علی خدایی

ردپای شهرزاد بر سنگفرش شیلی

مروری بر کتاب اوالونا نوشته‌ی ایزابل آلنده

گذشته هرگز رهایت نمی‌کند

درباره‌ی کتاب سنگ کاغذ قیچی نوشته‌ی آلیس فینی

کتاب های پیشنهادی