× پاکت سفارش
جمع
هزینه ارسال خرید آنلاین برای پاکت خرید بالای تومان رایگان است
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
کجا به دستتون برسونیم؟
تهران
درحال حاضر فعلا سفارشات شهر تهران انجام می‌شود
کی به دستتون برسونیم؟

انتری که لوطیش مرده بود

نویسنده: صادق چوبک

چرا دریا طوفانی شده بود

شوفر سومی که تا آن وقت همه‌اش چرت زده بود و چیزی نگفته بود، کاکا سیاه براق گنده‌ای بود که گل و لجن باتلاق رو پیشانی و لپ‌هایش نشسته بود. سر و رویش از گل و شل سفیده شده بود. این سه تن با کهزاد که پای پیاده راه افتاده بود رفته بود بوشهر،. از پریشب سحر توی باتلاق گیر کرده بودند و هر چه کرده بودند، نتوانسته بودند از تو باتلاق بگذرند.

سیاه، مانند عروسکی مومی که واکسش زده باشند، با چهره‌ی فرسوده‌ی رنج‌برده‌اش کنار منقل و وافور چرت می‌زد. چشمانش هم بود. لب‌هایش مانند دو تا قلوه رو هم چسبیده بود. رختش چرب و لجن‌مال بود. موهای سرش مانند دانه‌های فلفل هندی به پوستش چسبیده بود. رو موهایش گل و الجن نشسته بود. هر سه چرک و لجن گرفته بودند.

صدای ریزش باران که شلاق‌کش روی چادر کلفت آب پس نده‌ی کامیون می‌خورد، مانند دهل تو گوش‌شان می‌خورد. هر سه تولک رفته بودند؛ کلافه بودند و آن دو تای دیگر هم که با هم حرف می‌زدند، حالا دیگر خاموش شده بودند و سوت و کور دور هم نشسته بودند. گویی حرف‌هایشان تمام شده بود و دیگر چیزی نداشتند به هم بگویند. 

صفحه ۲۳

قیمت: 35,000 تومان
افزودن به پاکت خرید

دیدگاه خود را با ما به اشتراک بزارید


در حال حاضر دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.

مقالات پیشنهادی

 به امید خدا سفری هسّی؟

به امید خدا سفری هسّی؟

- اوسّا، دسّات درد نکنه. زودتر بجنب می‌ترسم جهاز حرکت کنه. بیشتر بخوان


کتاب های پیشنهادی

book icon انتشارات بدرقه جاویدان،جاویدان
مشاهده همه arrow icon
book icon به قلم صادق چوبک
مشاهده همه arrow icon



Some text some message..