کتاب یگانه

نویسنده: ریچارد باخ

گفتم: «مطمئنی نقشه نداریم؟»

پای با لبخند گفت: «نقشه بی‌نقشه.»

فکر کردم که نقشه‌خوانی در پرواز بسیار مهم است. نقطه‌ای بر کاغذ می‌گذاریم: جایی که هستیم. نقطه‌ای دیگر: جایی که قصد داریم برویم، و میان این دو نقطه انبوهی از زاویه‌ها و جهت‌ها، مسافت‌ها و مسیر و زمان‌بندی. اما اکنون در سرزمینی بی‌انتها که هرگز ندیده بودیم، قطب‌نما از کار افتاده بود و نقشه نداشتیم. 

پای گفت: «این‌جا حس شهودی راهنماست. بخشی از وجودتان آن‌چه را باید بداند می‌داند. آن را پیدا کنید، از آن کمک بگیرید و مطمئن باشید به جایی که بیش از همه نیازمند رفتن به آن هستید هدایت می‌شوید. امتحان کنید.» 

لزلی بی‌درنگ پلک بست و همچنان که پرواز می‌کردیم کنارم دراز کشید و تلاش کرد از ندای درونش پیروی کند. پایین، نقش پهنه آرام آغوش گشوده بود. مهمان ناخوانده‌مان هیچ نمی‌گفت و همسرم چنان ساکت که انگار خواب بود.

صفحه ۳۱

متاسفانه این کتاب موجود نیست

کتاب یگانه

متاسفانه این کتاب موجود نیست

دیدگاه‌ها

در حال حاضر دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.

مطالب پیشنهادی

یک بار دیگر تلاش کن

مروری بر کتاب کودک داستان یک اختراع فوق‌العاده نوشته‌ی اشلی اسپایرز

مضحکه‌ای از جنگ

مروری بر نمایشنامه‌ی سرباز شکلاتی نوشته‌ی جرج برنارد شاو

فرهنگ خانوادگی

نقد کتاب فرهنگ خانوادگی اثر الیزابت آسودو

کتاب های پیشنهادی