× پاکت سفارش
جمع
هزینه ارسال۲۵۰۰۰ هزار تومان
هزینه ارسال خرید آنلاین برای پاکت خرید بالای ۱۵۰ هزارتومان رایگان است
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
کجا به دستتون برسونیم؟
تهران
درحال حاضر فعلا سفارشات شهر تهران انجام می‌شود
کی به دستتون برسونیم؟
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
کجا به دستتون برسونیم؟
تهران
درحال حاضر فعلا سفارشات شهر تهران انجام می‌شود
کی به دستتون برسونیم؟

انسان ها هیچ جا خانه نمی شود

نویسنده: مت هیگ

می‌دانید، زندگی متمدنانه، براساس حجم عظیم توهمات بنا شده که همه آزادانه با آن‌ها همراهی می‌کنیم. مشکل این است که بعداز مدتی فراموش می‌کنیم این‌ها توهمات‌اند و وقتی واقعیت خودش را به ما نشان می‌دهد، عمیقا شوکه می‌شویم.

- جی.جی.بالارد

واقعیت چه بود؟

حقیقتی عینی؟ توهم جمعی؟ عقیده‌ی اکثریت؟ محصول درک تاریخی؟ رویا؟ رویا. خوب، بله، شاید. اما اگر رویا بود پس رویایی بود که من هنوز از آن بیدار نشده بودم.

اما وقتی انسان‌ها موضوعات را عمیقا بررسی می‌کنند – چه حوزه‌هایی با فاصله‌ی مصنوعی فیزیک کوآنتوم باشد یا زیستی یا عصب‌شناسی یا ریاضیات یا عشق – بیشتر و بیشتر به مهملات، بی‌منطقی و هرج‌و‌مرج نزدیک می‌شوند. هرچه می‌دانند باطل می‌شود، مدام و مدام. زمین مسطح نیست؛ زالوها هیچ ارزش پزشکی ندارند؛ پیشرفت یک افسانه است؛ زمان حال تنها چیزی‌ست که آن‌ها دارند.

و این فقط در سطح وسیع اتفاق نمی‌افتد. این برای هر فرد انسانی هم اتفاق می‌افتد.

در هر زندگی یک لحظه است. یک بحران. بحرانی که می‌گوید: آنچه من به آن اعتقاد دارم اشتباه است. این برای هر کس اتفاقی می‌افتد، تنها تفاوت این است که این آگاهی چطور آدم‌ها را تغییر می‌دهد. در بیشتر موارد، نتیجه‌اش به سادگی دفن آن آگاهی و تظاهر به این است که آنجا نیست. انسان‌ها این‌طوری پیر می‌شوند. این چیزی‌ست که در نهایت چهره‌شان را چروکیده و پشت‌شان را خمیده می‌کند و دهان و جاه‌طلبی‌شان را تحلیل می‌برد. سنگینی انکار. اضطراب ناشی از آن. این در 

انسان‌ها منحصربه‌فرد نیست. بزرگ‌ترین اقدام شجاعانه یا دیوانگی که هر کس قادر است انجام بدهد، تغییر است.

من چیزی بودم. و حالا چیز دیگری بودم.

من هیولا بودم و حالا نوع دیگری از هیولا هستم. هیولایی که می‌میرد، و درد را حس می‌کند، اما چیزی که در ضمن زندگی می‌کند، حتی شاید روزی شادمانی را پیدا کند. چون شادمانی حالا برای من ممکن است. شادمانی سوی دیگر آزردگی است.


قیمت: 29,000 تومان
پاکت خرید
انسان ها هیچ جا خانه نمی شود
انسان ها هیچ جا خانه نمی شود

مقالات پیشنهادی

 به چشمان‌اش شلیک کردم.

به چشمان‌اش شلیک کردم.

رمان چنین آغاز می‌شود که ما در همان ابتدا متوجه می‌شویم که راوی به چشمانِ مرد شلیک کرده است. بعد از خانه بیرون می‌رود و تلاش می‌کند هر آن‌چه را در این سال‌ها بر او گذشته به یاد بیاورد تا از این طریق بتواند حقیقتی را که به دنبالش است کشف کند؛ حقیقتی که همان هویتِ فردیِ از دست‌رفته است.  بیشتر بخوان
 گنگ محل

گنگ محل

بچه که بودم، مادرم به اتاق خوابم می‌آمد و برایم قصه می‌گفت. تشریفاتی که پیوسته بی‌هیچ تغییری اجرا می‌شد. من باید به بستر می‌رفتم و او پنج دقیقه‌ی بعد بهم ملحق می‌شد. هم‌زمان با صدای قدم‌هایش روی راه‌پله، می‌شنیدم که ساعت، نُه ضربه می‌نوازد. بیشتر بخوان
 هجرت رفتن است

هجرت رفتن است

هجرت رفتن است، اما نه هر رفتنی. آن که هجرت می‌کند، همیشه دارد پشت سرش را نگاه می‌کند. به همین خاطر است که لغت هجرت، معنای دوری و فراق دارد. کسی که دور است، از انگارۀ مبداء خویش جدا نشده است و فاصله‌اش را هنوز با همان مبداء می‌سنجد. پس می‌شود گفت هجرت رفتن است اما دل و جان برکندن نیست. آن که هجرت می‌کند هرگز نتوانسته است از مبداء خود رها شود. خواه این مبداء، مبدائی مکانی باشد، خواه مبدائی مفهومی و نهادی. این دل در گروِ مبداء داشتن است که هجرت را از هم‌خانواده‌هایی مثل رحلت، کوچ و سفر متمایز می‌کند. آن که هجرت کرده پیوسته در «دور بودن» حضور دارد. بیشتر بخوان

کتاب های پیشنهادی

 انسان ها هیچ جا خانه نمی شود

انسان ها هیچ جا خانه نمی شود

29,000 تومان



Some text some message..