کتاب شیطان در بهشت
قبل از خرید کتاب شیطان در بهشت بخوانید
هنری میلر، نویسندهی پردهدر و منتقد سرسخت شیوهی زندگی آمریکایی، در این مجموعه چهرههای گوناگون قلم خود را به نمایش میگذارد. کتاب شیطان در بهشت و چند نوشتهی دیگر، دریچهای به جهانبینی نویسندهای است که آثارش اغلب به دلیل بیباکی در بیان ممنوع الانتشار بودند.
درباره کتاب شیطان در بهشت
شیطان در بهشت مجموعهای از چهار اثر نسبتاً کوتاه هنری میلر است که امکان ترجمهی آنها به فارسی (برخلاف بسیاری از آثار جنجالیتر او) فراهم بوده است. علاوه بر داستان «شیطان در بهشت»، این مجموعه شامل رسالهی «تأملی بر مرگ میشیما»، اثر شاعرانهی «لبخند در پای نردبان» و «تأملاتی بر نویسندگی» میشود. همچنین زندگینامهی خودنوشت کوتاهی از میلر در ابتدای کتاب آمده است.
خواندن کتاب شیطان در بهشت به چه کسانی پیشنهاد میشود؟
- علاقهمندان به آثار هنری میلر و ادبیات ضد فرهنگ آمریکایی.
- خوانندگانی که به دنبال نگاهی انتقادی به زندگی مدرن و جامعهی آمریکایی هستند.
- کسانی که به نوشتههای زندگینامهای و تأملات فلسفی نویسندگان علاقهمندند.
- دوستداران سبکهای رئالیسم، سوررئالیسم و ناتورالیسم در ادبیات.
معرفی نویسنده: هنری میلر
هنری میلر (۱۸۹۱-۱۹۸۰)، نویسندهی پرکار و سختکوش آمریکایی بود که آثارش اغلب پردهدرانه، زندگینامهای و منتقد شیوهی زندگی آمریکایی هستند. سبک او آمیزهای از رئالیسم، سوررئالیسم و ناتورالیسم است و بسیاری از آثارش به دلیل صراحت بیان در آمریکا و انگلستان ممنوع بودند. این مجموعه با ترجمهی بهاءالدین خرمشاهی و نازی عظیما توسط انتشارات ناهید منتشر شده است.
جملات کتاب شیطان در بهشت
«هنری میلر... نویسنده سختکوش و پرکار و کتاب آمریکایی کمابیش همه آثارش پردهدرانه و زندگینامهای است. منتقد کبیر شیوهی زندگی آمریکایی است و به قول خودش نوعی آنارشیسم صلحجویانه دارد. اغلب آثارش به خاطر بیباکی تعبیرات و وقاحتنگاری بیاندازهاش در آمریکا و انگلستان ممنوعالانتشار بود تا (۱۹۶۰). سبکش نگاهش آمیزهای از رئالیسم، سوررئالیسم و ناتورالیسم است... آنچه از او میتوان به راحت به فارسی ترجمه کرد سفرنامه یونان، برجستهترین کتابها در زندگی من و همین چهار اثر نسبتا کوتاهی است که با عنوان شیطان در بهشت فراهم و در این کتاب عرضه شده.»
رفتیم تو. هنوز زود بود. مثل همیشه سوال و جواب، توضیحات، پر کردن فرمها، بعد، انتظار. اگر هم کسی در حال مرگ باشد، عین خیالشان نیست. باید صبر کنی. مدتی صبر کردیم بعد پرسیدیم دکتر کی پیدایش میشود؟ من گفتم بهتر است اول موریکان را بستری کنیم بعدا منتظر دکتر باشیم. فرمودند خیر، اول باید دکتر را ببینید بعدا اگر جای خالی داشته باشیم بستری کنید. تصمیم گرفتیم یک صبحانه دیگر بخوریم. یک سالن غذاخوری را نزدیک بیمارستان نشان کرده بودیم. شاید هم به خیال من نزدیک بیمارستان بود. دوباره سوسیس و تخممرغ و قهوه خوردیم. قهوه، بیمزه و آبکی بود اما موریکان گفت خوشمزه است. سیگار «گلوازبلو»اش را روشن کرد و لبخند زد. شاید در اندیشه بستر نرم و راحت و مراقبتهایی که خواهد دید و ناز و نعمتی که در میان فرشتگان پرستار خواهد یافت، فرو رفته بود.
صفحه 144
نگاه زنانه به سیاست، نابرابری عدالتی و عشق
مروری بر کتاب شمال و جنوب نوشتهی الیزابت گسکل
چگونه احساسات سرکوبشده بیمارمان میکنند
معرفی کتاب وقتی بدن نه میگوید نوشته گابور مته (گابور ماته)
چگونه یک داستان کودکانه میتواند شکارچیان را به فکر فرو ببرد؟
معرفی کتاب کودک من یک گوزن بودم نوشتهی احمد اکبرپور