کتاب داستان ها
دفتر اول
قبل از خرید کتاب داستان ها بخوانید
اگر میخواهید روند شکلگیری نبوغ ادگار الن پو را از آغاز دنبال کنید، این کتاب نقطه شروع است. این دفتر، نخستین جلد از مجموعهی کامل داستانهای پو است که بر اساس تاریخ نگارش (۱۸۳۲ تا ۱۸۳۵) مرتب شدهاند. در اینجا با نویسندهای روبرو هستیم که در حال آزمودن مرزهای طنز، وحشت و گروتسک است و برخی از سیاهترین و در عین حال شاعرانهترین کابوسهای ادبیات جهان را خلق میکند.
درباره کتاب
این کتاب ۱۸۰ صفحهای شامل ۱۰ داستان کوتاه اولیه از ادگار الن پو است. اهمیت این دفتر در آن است که خواننده را با نخستین جرقههای ذهنی پو آشنا میکند. برخی از داستانهای مهم این مجموعه عبارتند از:
دستنوشتهای در بطری (MS. Found in a Bottle): داستانی دریایی و وهمآلود که نخستین موفقیت ادبی پو محسوب میشود.
بِرینایسی (Berenice): یکی از ترسناکترین داستانهای پو دربارهی وسواس بیمارگونهی یک مرد به دندانهای دخترعموی بیمارش.
وعدهی دیدار (The Assignation): داستانی عاشقانه و تراژیک در ونیز (که برش کتاب از آن انتخاب شده است).
مِتْسِنگِرشتاین (Metzengerstein): نخستین داستان چاپشدهی پو که فضایی گوتیک و انتقامجویانه دارد.
سایر داستانها مانند «دوک دو اُملت»، «نفس گمشده» و «قهرمان پوشالی» وجوه طنزآمیز و هجوآمیز پو را نشان میدهند که شاید برای خوانندگانِ صرفاً ژانر وحشت، تازگی داشته باشد.
خواندن این کتاب به چه کسانی پیشنهاد میشود؟
- طرفداران ادگار الن پو که میخواهند آرشیوی کامل و به ترتیبِ تاریخ از آثار او داشته باشند.
- علاقهمندان به داستان کوتاه کلاسیک و ادبیات گوتیک قرن نوزدهم.
- کسانی که دوست دارند سیر تحول نویسندگی پو را از داستانهای اولیه تا شاهکارهایش دنبال کنند.
معرفی نویسنده و مترجم
ادگار الن پو (۱۸۰۹-۱۸۴۹)، نویسنده، شاعر و منتقد آمریکایی، استاد مسلم داستان کوتاه و پدر داستانهای کارآگاهی و از پیشگامان ژانر علمی-تخیلی است. ترجمهی این اثر توسط مهدی جاوید انجام شده و انتشارات وال آن را در سال ۱۴۰۴ در قالب مجموعهای چند جلدی (تحت نظر احمد جاوید) منتشر کرده است.
جملات کتاب
«در ونیز بود... که برای سومین یا شاید چهارمینبار، با شخصی که از او سخن میگویم، دیدار کردم. با ذهنی آشفته و یادآوری مبهم، آن دیدار را بهیاد میآورم. با اینحال، به خاطر دارم ــآه که چگونه میتوانم فراموشش کنم؟ــ ظلمت نیمهشب را، پلِ آهها را، زیباییِ زنی سحرانگیز را، و روح سرگردانِ عشق و خیال را که در امتداد آن آبراهِ باریک، آرام و خاموش پرسه میزد.»