کتاب باختن به بدن
در ستایش شکست-1
قبل از خرید کتاب باختن به بدن بخوانید
چگونه شکست جسمانی، بیماری و کهنسالی میتوانند ما را به درکی عمیقتر از جایگاه انسان در هستی برسانند؟ کتاب باختن به بدن (بخشی از مجموعه In Praise of Failure)، اثر کاستیکا براداتان، فیلسوف رومانیایی-آمریکایی، با تأمل بر زندگی سیمون وی، به بررسی ناکامیهای فیزیکی انسان میپردازد و کارکرد شفابخش شکست را در شناساندن جایگاه واقعی ما و دعوت به فروتنی آشکار میسازد.
درباره کتاب باختن به بدن
این کتاب، نخستین جلد از مجموعهی چهار جلدی «در ستایش شکست» است. براداتان در این اثر با تمرکز بر زندگی و اندیشههای سیمون وی، فیلسوف و عارف فرانسوی، به موضوع شکست جسمانی میپردازد. او استدلال میکند که بیماری، ضعف و کهنسالی، شکستهایی هستند که اگرچه ما آنها را تجربه میکنیم، اما مهارشان در دست ما نیست. این کتاب با عبور از کلیشهی «شکست پلهای برای موفقیت»، به پیامد ارزشمند شکست، یعنی شناخت محدودیتهای انسانی و اتخاذ رویکردی فروتنانه نسبت به جهان، میپردازد.
خواندن کتاب باختن به بدن به چه کسانی پیشنهاد میشود؟
- علاقهمندان به فلسفه و مباحث اگزیستانسیال.
- خوانندگانی که به زندگی و اندیشههای سیمون وی علاقهمندند.
- کسانی که به دنبال درک عمیقتری از مفاهیم بیماری، رنج و مرگ هستند.
- افرادی که میخواهند نگاهی متفاوت و غیرکالایی به مقولهی شکست داشته باشند.
معرفی نویسنده: کاستیکا براداتان
کاستیکا براداتان (متولد ۱۹۷۱)، فیلسوف و استاد علوم انسانی در دانشگاه تگزاس تک و دانشگاه کوئینزلند است. او نویسندهی کتابهای تحسینسدهای چون «مردن برای ایدهها: زندگی خطرناک فیلسوفان» است و آثارش به زبانهای متعددی ترجمه شدهاند. مجموعهی «در ستایش شکست» او در سال ۲۰۲۴ برندهی جایزهی بهترین اثر نشر در حوزهی فلسفه (PROSE Award) شد. این کتاب با ترجمهی کیوان سررشته توسط نشر اطراف منتشر شده است.
جملات کتاب باختن به بدن
«وقتی سیمون وی وارد اتاقی دلباز و پرنور شد گفت: «چه اتاق زیبایی برای مردن» و در همین اتاق هم بود که یک هفته بعد جان سپرد. باختن به بدن درباره شکست جسمی و پیامد مهمی است که میتواند برای انسان داشته باشد. همه ما در قالب بیماری، ضعف یا کهنسالی به سبب ناتوانیهای بدنمان شکست میخوریم. این نوع ناکامیهای فیزیکی شکست ما هستند چون ماییم که آنها را تجربه میکنیم اما ربطی هم به ما ندارند چون مسببشان بخشی از بدنمان است که موقتا یا دائماً مهارش در دست ما نیست.»