× پاکت سفارش
جمع
هزینه ارسال خرید آنلاین برای پاکت خرید بالای تومان رایگان است
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
کجا به دستتون برسونیم؟
تهران
درحال حاضر فعلا سفارشات شهر تهران انجام می‌شود
کی به دستتون برسونیم؟

چگونه با طبیعت صمیمی شویم

نویسنده: تریستن گولی

همه ما با مفاهیم زمان در طبیعت آشنا هستیم، مثلا با مفهوم کلیشه‌ای «همخوانی صبح‌گاهی» پرندگان، اما پرنده‌شناسان راهی می‌یابند که بهتر با این ساعت هماهنگ شوند. آن‌ها به چکاوک‌ها توجه می‌کنند که هنگام غروب از خواندن می‌ایستند و هنگام طلوع شروع می‌کنند،  و به پیش‌روی پرندگان سحرخیزی که حتی از زنگ ساعت مشهوری چون خروس‌ها نیز پیشی می‌گیرند.

درست است که امروز مهارت‌های زمان‌گویی در طبیعت را از سر علاقه تقویت می‌کنیم، اما  این کارها در قدیم برای مردم تمرین و تفریح نبود، ضرورت بود. دامداران از روی عشق خودآزارانه به شنیدن برنامه پیش‌بینی وضع آب‌و‌هوا در بی‌بی‌سی نیست که هر روز ساعت پنج صبح از خواب بیداری می‌شوند. آن‌ها درواقع دارند از سنن باستانی در جهان پیروی می‌کنند. از راجستان گرفته تا آفریقای مرکزی، مردم روستایی زمان را از طریق ضرباهنگ‌های حیوانات‌شان می‌فهمند: مردم شهر کونسو در آفریقای مرکزی زمانی را که ما ساعتِ 5 تا 6 عصر می‌دانیم با اصلاح کاکالسیما توصیف می‌کنند: «وقتی دام‌ها به خانه بازمی‌گردند.» این‌جا ساعت اتمی در تدینگتون نیست که ثانیه را مدت زمانی تعریف می‌کند که یک اتم سزیم 770 و 631 و 192 و 9 بار نوسان کند. ساعتِ مردم کونسو و دام‌های‌شان همان خورشید است.

ساعت‌های دیواری، ساعت‌های مچی، تقویم‌ها و دفترچه‌های خاطراتی که انسان تا به امروز درست کرده یک کار ساده را ناقص انجام می‌دهند. هر کدام از این دستگاه‌ها چرخش روزانه زمین و گردش آن دور خورشید را دنبال می‌کنند. همه‌ آن‌ها هم بیشتر اوقات خطا می‌کنند. آنچه ساعت ما نیمروز نشان می‌دهد اغلب نیمروز نیست. نیمروز یعنی میانه روز، زمانی که خورشید در بلندترین ارتفاع در آسمان است، نه ساعت دوازده طبق ساعت. ساعت‌ها می‌توانند حساب زمان را داشته باشند و کار بعضی از آن‌ها از بقیه بهتر است، اما زمان را خلق، تعریف یا بازکشف نمی‌کنند.

موجود نمی باشد

دیدگاه خود را با ما به اشتراک بزارید


در حال حاضر دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.

مقالات پیشنهادی

 شهر و خاطرات رونده

شهر و خاطرات رونده

سرعت تغییرات محیطی در کلان‌شهرها آنچنان است که هر آن ممکن است چیزی که به آن دل بسته‌ای یا به آن احساس تعلق می‌کنی دود شود و به هوا رود یا چهرۀ دیگری به خود گیرد. در این شرایط که تعلق و دلبستگی به چیزی ثابت غیرممکن است، مبدائی ساکن برای شهرنشین وجود ندارد و از این رو همیشه در زندگی روزمرۀ خودش هم احساس دورماندگی و هجرت می‌کند. در این یادداشت این دورماندگیِ مداوم را از نظر می‌گذرانیم و برایش از شعر نیما و بودلِر شاهد می‌آوریم. بیشتر بخوان




کتاب های پیشنهادی

 فلسفه تنهایی

فلسفه تنهایی

35,000 تومان
 راه نفوذ بر دلها (قدرت جاذبه)

راه نفوذ بر دلها (قدرت جاذبه)

9,000 تومان
 بی قراری

بی قراری

17,000 تومان
 خاطره هایم را فراموش كنم آرزوهایم هست

خاطره هایم را فراموش كنم آرزوهایم هست

10,000 تومان



Some text some message..