کتاب پنجره و خلاء در نقاشی های ادوارد هاپر
فضاهای خالی و تاریک هاپر، همواره در قالب پنجره ارائه نمیشوند. آنها معمولا به شکل تاریکیِ جهانِ طبیعی و تیرگیهای شومی ظاهر میشوند که انسان را از امور مجهول و ناشناخته جدا کرده است. ارتباطِ میان طبیعت با عزیمت و مرگ در کارهای هاپر، با حسی از آزادی مرتبط است که حاصل برداشت او از هماهنگی در طبیعت است. طبیعت گذشته از اشاره به محدودیتهای قلمروی بشر، با زیبایی والايش، ویژگیهای متافیزیکی را فرا میخواند که هنرمندانی همچون فریدریش پیش از هاپر، آن را بررسی کرده بودند. موتیف فضای خالی در طبیعت، در نخستین دورهی کاریِ او و در آثاری چون خانهای در گرگ و میش شب پدیدار میشود. در این نقاشی، زندگی محدود و محصور شهروندانِ شهر در فضاهای داخلی کوچکشان، در تضاد با تاریکی غالب و مسلط طبیعتِ پشت آن، قرار میگیرد؛ فضای خالیِ گسترده و فراگیری که در انتهای مسیر پلکان، در انتظار است. این فضای خالی به طور مداوم تا آخرین نقاشی هاپر، دو کمدین، همچنان حضور دارد. در این نقاشی، هاپر و همسرش جو همانند دو هنرپیشه در حین آخرین تعظیم بر صحنهی نمایشِ زندگی دیده میشوند، پیش از آن که در فضای خالیِ پشت سرشان که با شاخ و برگ و گیاهان سبز قاببندی شده، ناپدید شوند.
صفحه ۵۷
داستانی دربارهی مبارزه با بیعدالتی
معرفی کتاب منظومه تبعیض نوشته عایشه سعید
لافکادیو: شیری که گلولهها را با سوالات بزرگتر جواب داد!
معرفی کتاب کودک لافکادیو، شیری که جواب گلوله را با گلوله داد نوشتهی شل سیلوراستاین
چگونه یک داستان کودکانه میتواند شکارچیان را به فکر فرو ببرد؟
معرفی کتاب کودک من یک گوزن بودم نوشتهی احمد اکبرپور