لوگو www.avangard.ir
× پاکت سفارش
جمع
هزینه ارسال برای سفارش‌های بالای تومان رایگان است
قبل از پرداخت از غیر فعال بودن فیلتر شکن (VPN) مطمئن شوید.
  • هزینه ارسال پستی تا ۱ کیلوگرم ۲۵ تومان، تا ۲ کیلوگرم ۳۷ تومان، تا ۳ کیلوگرم ۴۶ تومان، تا ۴ کیلوگرم ۵۴ تومان، تا ۵ کیلوگرم ۷۲ تومان، تا ۷ کیلوگرم ۹۰ تومان است. در صورت دریافت هرگونه هزینه‌ی اضافی، وجه مذکور بازگردانده خواهد شد.
  • شمارۀ پیگیری مرسوله ازطریق پیامک به شما اطلاع داده می‌شود.
  • در صورت عدم دریافت مرسوله، مسئولیت پیگیری از شرکت پست به عهدۀ خریدار محترم خواهد بود.
  • ارسال مرسولات حداکثر ظرف یک روز کاری تحویل پست خواهد شد؛ لازم به ذکر است آوانگارد در روزهای پنج‌شنبه، جمعه و تعطیلات رسمی ارسال پستی ندارد.
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
کجا به دستتون برسونیم؟
تهران
درحال حاضر فعلا سفارشات شهر تهران انجام می‌شود
کی به دستتون برسونیم؟

هشتمین روز زمین

نویسنده:
شهریار مندنی پور

«... صبح روزی، اوایل پاییز که سواران توفان و رعدوبرق در افق دور محو شده بودند و سطوح زیر آسمانی بی لکه با شفافیتی ما قبل تاریخی می درخشیدند، خبر کوتاهی در روزنامه محلی ما درج شد:

«شب گذشته، یکی از کارمندان صدیق و خدمتگزار اداره باستانشانسی، حین انجام وظیفه دچار سانحه گردید و جان باخت، کارکنان روزنامه این واقعه الم بار را به ... » بازماندگان آن مرحوم که شمشیر آخته مرگ در میانشان تاخته بود، همان بهت و شیون مرسوم را از خود نشان دادند اما پخش این خبر و پی آمدش، مابین همکاران او به جای گفت و واگفت‌های رایج و بی ارزش، سکوت و تفکر دلهره آوری پدید آورد. چشم از چشم می گریخت و زبان به احوالپرسی های کوتاه و خداحافظی های شتابزده بسنده می کرد.

افزودن به پاکت خرید

دیدگاه خود را با ما به اشتراک بگذارید


در حال حاضر دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.

  • ناشر : نیلوفر
  • تعداد صفحات: 169
  • شابک: 9789644487866
  • شماره چاپ: 3
  • سال چاپ: 1401
  • موجودی : 2 عدد
  • نوع جلد: شمیز
  • دسته بندی: داستان فارسی
  • امتیاز:

مقالات پیشنهادی

 «چه بلایی سرم آوردی...چه بلایی رعنا خانم...»

«چه بلایی سرم آوردی...چه بلایی رعنا خانم...»

لابلای هر خوشی یک چیز کوچکی می‌شود پیدا کرد که بزرگش کنی برای همیشه... آسان‌ترینشان خود شما بودی... گفتم با آن برورویی که داری، جوانی و سرخوشی مفرط، تنها نمی‌ماند، خودم را مطمئن کردم که همان وقتی که این فکرها را دارم شما تنها نیستی دیگر... چه شوقی داشتید برای مهمانی و مجلس و گردش... بعدش هی یادم آوردم... آن لبخند توی مهمانی به بهمان.. بیشتر بخوان


کتاب های پیشنهادی

book icon انتشارات نیلوفر
مشاهده همه arrow icon
book icon به قلم شهریار مندنی پور
مشاهده همه arrow icon



Some text some message..