
کتاب من دینامیتم! (سرگذشت فریدریش نیچه)
در پاییز ۱۸۷۲، واگنر نیچه را به بایرویت دعوت کرد تا به رسم روزهای تریبشن کریسمس و زادروزِ کوزیما را جشن بگیرند. نیچه نپذیرفت؛ هیچ دانشجوی فیلولوژیای در نیمسال تحصیلیِ پیشرو ثبتنام نکرده بود و توانِ رویارویی با شرم حاصل از آن را نداشت. در عوض برای گذران تعطیلات به خانه در ناومبورک رفت، جایی که در آن فرانتسیسکا و الیزابت نه زایش تراژدی را شکست تلقی میکردند و نه به ناتوانیاش در تألیف قطعهای موسیقیِ خوب، کامل کردن مجموعه درسگفتارها در بابِ آموزش یا جذب بیش از دو دانشجو به کلاسِ سال جدیدش در دانشگاه اشارهای میکردند.
صفحه ۱۳۹

لافکادیو: شیری که گلولهها را با سوالات بزرگتر جواب داد!
معرفی کتاب کودک لافکادیو، شیری که جواب گلوله را با گلوله داد نوشتهی شل سیلوراستاین

بابا، از تبارمان برایم بگو
معرفی کتاب من فلوجه را به یاد میآورم نوشتهی فرات العانی

از من الآن نپرس خاستگاه دموکراسی کجاست، شاید بعدها بدانم
معرفی کتاب فرود و فراز دموکراسی نوشتهی دیوید استاساویج