کتاب مقاومت، عصیان و مرگ

نویسنده: آلبر کامو

به من گفتید: «عظمت کشورم قیمت ندارد و هر چیزی که در راه عظمت آن به کار رود، نیکوست. در جهانی که همه‌چیز معنایش را از دست داده، کسانی، مثل ما آلمانیان جوان، که از فرط خوش‌اقبالی معنا را در سرنوشت ملت‌مان می‌یابند، باید همه چیز را فدای آن کنند». تا آن روزگار شما را دوست می‌داشتم، اما همان موقع از شما دل بریدم و گفتم: «نه، نمی‌توانم باور کنم که هر چیزی می‌بایست تابع هدفی باشد. چیزهایی هستند که قابل بخشش نیستند. من باید بتوانم در عین دوست‌داشتن کشورم، به عدالت هم مهر بورزم. من نمی‌خواهم کشورم به عظمتی دست یابد که آلوده به خون و دروغ است. من احیاء کشورم را در عین احياء عدالت می‌خواهم». و شما به طعنه گفتید: «بنابراین، تو کشورت را دوست نمی‌داری».

صفحه ۱۵

متاسفانه این کتاب موجود نیست

کتاب مقاومت، عصیان و مرگ

متاسفانه این کتاب موجود نیست

دیدگاه‌ها

در حال حاضر دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.

مطالب پیشنهادی

خلق تدریجی مرگی شاهکار

مروری بر کتاب لنگرگاهی در شن روان

شاهد کامل صدا ندارد

مروری بر کتاب باقی‌مانده‌های آشویتس نوشته‌ی جورجو آگامبن

رویین‌تنیِ دیجیتال

مروری بر نمایشنامه‌ی موبایل مرد مرده نوشته‌ی سارا رول

کتاب های پیشنهادی