لوگو www.avangard.ir
پاکت سفارش
جمع
هزینه ارسال برای سفارش‌های بالای تومان رایگان است
قبل از پرداخت از غیر فعال بودن فیلتر شکن (VPN) مطمئن شوید.
  • هزینه ارسال پستی تا ۱ کیلوگرم ۲۵ تومان، تا ۲ کیلوگرم ۳۷ تومان، تا ۳ کیلوگرم ۴۶ تومان، تا ۴ کیلوگرم ۵۴ تومان، تا ۵ کیلوگرم ۷۲ تومان، تا ۷ کیلوگرم ۹۰ تومان است. در صورت دریافت هرگونه هزینه‌ی اضافی، وجه مذکور بازگردانده خواهد شد.
  • شمارۀ پیگیری مرسوله ازطریق پیامک به شما اطلاع داده می‌شود.
  • در صورت عدم دریافت مرسوله، مسئولیت پیگیری از شرکت پست به عهدۀ خریدار محترم خواهد بود.
  • ارسال مرسولات حداکثر ظرف یک روز کاری تحویل پست خواهد شد؛ لازم به ذکر است آوانگارد در روزهای پنج‌شنبه، جمعه و تعطیلات رسمی ارسال پستی ندارد.
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
کجا به دستتون برسونیم؟
تهران
درحال حاضر فعلا سفارشات شهر تهران انجام می‌شود
کی به دستتون برسونیم؟

عقل و اعتقاد دینی (درآمدی بر فلسفه ذهن)

نویسنده:
گروه نویسندگان

صفات خداوند:

خداوند شبیه چیست؟

«این تکه نمک را در آب بگذار و صبحگاهان نزد من آی» 

شوتاكتو چنان کرد. سپس پدرش به او گفت: «آیا تکه نمکی را که شامگاه دیروز در آب نهادی، به یاد داری؟ ممکن است لطف کنی و آن را به اینجا بیاوری؟» 

او به دنبال تکه نمک گشت، امّا آن را نیافت. نمک کاملاً حل شده بود. 

پدر گفت: «لطفاً از بالای آب جرعه‌ای بنوش. شبیه چیست؟»

«نمک»

«از میانة آن جرعه‌ای بنوش. شبیه چیست؟» 

«نمک»

«از انتهای آن جرعه‌ای بنوش. شبیه چیست؟» 

«نمک»

«آن را بگذار و پیش من آی.» 

پسر چنان کرد. و نمک همان بود که بود.

پدر به او گفت: «عزیزم، به راستی تو نمی‌توانی هستی مطلق را در اینجا درک کنی، امّا به راستی که او اینجاست.»

«او گوهری بس لطیف است - او روح كلّ عالم است؛ او حقیقت مطلق است: روح مطلق است: او تو هستی، شوتاکتو!»

صفحه ۹۶

افزودن به پاکت خرید
دیدگاه‌ها

در حال حاضر دیدگاهی برای این مقاله ثبت نشده است.

مقالات پیشنهادی

 جنگ چهره زنانه ندارد

جنگ چهره زنانه ندارد

«ما توی زمین زندگی می‌کردیم... مثل موش کور... بهار که می‌شد یه شاخه می‌آوردی و می‌ذاشتی رو تاقچه. تماشاش می‌کردی و شاد می‌شدی. آخه فردا ممکن بود نباشی. به این خاطر به خودت فکر می‌کنی. و سعی می‌کنی شاخه رو به خاطر بسپاری... از خونه برای یکی از دخترها لباس زنانه‌ی پشمی فرستادن. ما حسودی‌مون می‌شد، با این‌که می‌دونستیم امکان پوشیدن لباس شخصی تو جنگ وجود نداشت. ارشدمون که مرد بود، غر زد و گفت «بهتر بود واسه‌ت ملافه می‌فرستادن. فایده‌ش بیشتر بود.»  بیشتر بخوان


کتاب‌های پیشنهادی

book icon انتشارات طرح نو
مشاهده همه arrow icon
book icon به قلم گروه نویسندگان
مشاهده همه arrow icon



Some text some message..