کتاب شهباز و جغدان
آخرین مسافر هستم که از پلکان میآیم. هوای دبش و تمیز تهران هم دلتنگی دارد بعد، وقتی دارم بطرف کیوسک ایستگاه تاکسیهای فرودگاه میروم شورلت سفید رنگی با یک راننده پیر جلویم ترمز میکند از شیشه عقب سر و کله تنهای پروین روشن هویدا میشود.
میگوید: برادرتون به استقبال تون نیومده؟
صفحه ۶
مِن باب راوی انسانهای عاصی و سادهدل
معرفی کتاب درسگفتارهایی دربارهی داستایفسکی نوشتهی جوزف فرانک
وقتی دست علم هم به گناه آلوده میشود!
معرفی نمایشنامهی خیانت اینشتین نوشتهی اریک امانوئل اشمیت
خانهای غیرمعمولی برای خانوادهای غیرمعمولی
معرفی کتاب کودک چرا ما خارج از شهر زندگی میکنیم؟ نوشته پتر اشتام