× پاکت سفارش
جمع
هزینه ارسال خرید آنلاین برای پاکت خرید بالای تومان رایگان است
قبل از پرداخت از غیر فعال بودن فیلتر شکن (VPN) مطمئن شوید.
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
کجا به دستتون برسونیم؟
تهران
درحال حاضر فعلا سفارشات شهر تهران انجام می‌شود
کی به دستتون برسونیم؟

شناخت سینما

نویسنده:
لوئیس جانتی

هنگامی که ترجمه این کتاب را به پایان رساندم هنوز نمی‌دانستم چه نام یا عنوانی بر آن بگذارم، نام اصلی این کتاب - Understanding Movies - معنی «فهمیدن فیلم‌ها»، «درک فیلم»، یا «فهم سینما یا فیلم» را می‌دهد. از این میان، عنوان «درک فیلم» زیباترین و مناسب‌ترین می‌بود اگر نام مشابهی در میان کتاب‌های سینمایی فارسی‌زبان وجود نمی‌داشت. ولی وجود داشت و نمی‌شد این عنوان را بار دیگر بر کتاب دیگری نهاد (درک فیلم نوشتة آیزنشتین است). دیگر عنوان‌های یادشده نیز یا نازیبا بودند و یا به‌دلیل شباهت، خواننده را دچار سوء‌تفاهم می‌کردند. 

از سوی دیگر، ازآنجاکه نمی‌توانم کاری را بدون عنوان شروع کنم، در آغاز کار ترجمة کتاب عنوان موقت «زبان سینما» را به آن داده بودم. می‌گویم موقت، زیرا چیزی به‌عنوان زبان سینما که بلافاصله زبان گفتار و نوشتار را با قواعد دستوری بیش و کم روشن و صریحی به یاد می‌آورد وجود خارجی ندارد. بدترین سوءتفاهم‌ها در زمینة زیبایی‌شناسی سینما، یا نقد و ارزیابی یک فیلم از آنجا ناشی می‌شود که برخی می‌پندارند که زبان مدونی برای هنر سینما در کار است که بر پایة دستورات آن می‌توان میزان وفاداری یا کج‌روی یک فیلم را نسبت به این زبان بررسی کرد و در نتیجه به قوت و ضعف، یا ارزش و بی‌ارزشی آن پی برد. در این جور موارد، معمولاً

مقدمه مترجم

افزودن به پاکت خرید

دیدگاه خود را با ما به اشتراک بزارید


در حال حاضر دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.

  • مترجم: ایرج کریمی
  • ناشر : بیدگل
  • تعداد صفحات: 267
  • شابک: 9786226863551
  • شماره چاپ: 1
  • سال چاپ: 1399
  • موجودی : 1 عدد
  • نوع جلد: شمیز
  • دسته بندی: سینما
  • امتیاز:

مقالات پیشنهادی

 اجازه می فرمائید گاهی خواب شما را ببینم

اجازه می فرمائید گاهی خواب شما را ببینم

پنجشنبه‌ 14 اسفند ساعت 11 صبح من عاشق شدم. هوا ابری بود و همه‌ی باران‌های عالم سر من می‌ریخت. گفتن از آن روزی که عاشق شدم چه خوب است. مثل این است که روی زخمی را بخارانی، نه بیشتر. عشق مثل دامنی گر گرفته است، به هر طرف که می‌دوی شعله‌ورتر می‌گردی. چیزی به ظهر نمانده بود، تا سه شمردم و پنجره را باز کردم و ناگهان عاشق شدم. روزی که من عاشق شدم، عالم توفانی شد. بیشتر بخوان


کتاب های پیشنهادی

book icon انتشارات بیدگل
مشاهده همه arrow icon



Some text some message..