× پاکت سفارش
جمع
هزینه ارسال خرید آنلاین برای پاکت خرید بالای تومان رایگان است
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
کجا به دستتون برسونیم؟
تهران
درحال حاضر فعلا سفارشات شهر تهران انجام می‌شود
کی به دستتون برسونیم؟

شغل پدر

نویسنده: سرژ شالاندون

تمام صبح، لوکا با نگاه می‌خواست توجهم را به خود جلب کند. قرار گذاشته بودیم که وقتی از ناهارخوری بیرون آمدیم، پشت نرده‌ها همدیگر را ببینیم. تنها همین قدر فرصت داشتم که نقشه راه را به او بدهم چون بایستی بلافاصله سر کلاس برگردیم و آخرین ساعت‌های درس را بگذرانیم. در کشور آشپزخانه، زیر گذرنامه آقای آلونزو، کاغذ و پاکتی پیدا کرده بودم. فهرست کارهایی را که باید انجام دهد نوشتم و صفحه کاغذ را با در بطری آسپیرین مهر کردم.

صفحه 138

قیمت: 42,000 تومان
افزودن به پاکت خرید

دیدگاه خود را با ما به اشتراک بزارید


در حال حاضر دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.

مقالات پیشنهادی

 برای کنار‌آمدن با مادرم چه کتابی بخوانم؟

برای کنار‌آمدن با مادرم چه کتابی بخوانم؟

کتاب‌های داستانی و غیر داستانی که از دشواری رابطۀ مادر و دختری می‌گویند بیشتر بخوان
 مالیخولیای سیب‌زمینی‌های کرم‌زده

مالیخولیای سیب‌زمینی‌های کرم‌زده

رنج شاهکارمی آفریند. کلمه به کلمه از درون نویسنده جان می­‎گیرد و سطر به سطر کتاب را به­‎وجود می‎­آورد. مثل مرگ قسطی، اثر لویی فردینان سلین که با هذیان‎­های مرد تب­دار آغاز و در مجاورت مرگ خودخواسته او پایان می‎­پذیرد.  بیشتر بخوان
 آن گلِ سرخِ مصنوعی

آن گلِ سرخِ مصنوعی

«کاش عاشق یک قمارباز، یک افیونی، یک دزد معمولی، یک آدم دائم‌الخمر می‌شد ـاما نه، معشوقش ایده‌آلیست بود.» بیشتر بخوان
 «باید بقیه پیدا کنیم. باید یه کاری بکنیم.»

«باید بقیه پیدا کنیم. باید یه کاری بکنیم.»

با این فکر گام‌هایش را سریع‌تر کرد؛ به یک باره متوجه حساسیت موقعیت، پایین رفتن خورشید و اندک بادی شد که در اثر تند راه رفتن به صورتش می‌خورد. بیشتر بخوان
 «پونزده سال. یه مقدار شکلات سمی می‌خواستم.»

«پونزده سال. یه مقدار شکلات سمی می‌خواستم.»

دخترک نوجوان بین آدامس‌های بادکنکی، آب‌نبات‌های شانسی و شکلات‌های مرگ‌آور مردد مانده بود و نمی‌دانست کدام را انتخاب کند. یک نوع صدف مکیدنی سمّی هم بود که درونش شیرینی‌های زرد و قهوه‌ای و قرمز بود که باید چند ساعت آن را می‌مکیدی تا به مرگی آهسته بمیری. کنار پنجره چند قیف کاغذی بزرگ بود که بسته‌های شانسی درونش بودند. آبی برای پسرها و صورتی برای دخترها. بین این‌همه انتخاب گیج شده بود. درنهایت یک دانه آب‌نبات شانسی انتخاب کرد. بیشتر بخوان


کتاب های پیشنهادی

book icon انتشارات نیلوفر
مشاهده همه arrow icon
book icon به ترجمه‌ی مهستی بحرینی
مشاهده همه arrow icon



Some text some message..