× پاکت سفارش
جمع
هزینه ارسال خرید آنلاین برای پاکت خرید بالای تومان رایگان است
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
کجا به دستتون برسونیم؟
تهران
درحال حاضر فعلا سفارشات شهر تهران انجام می‌شود
کی به دستتون برسونیم؟

سجاده و صلیب

نویسنده:
هما پوراصفهانی

رفته بودم توی رویا، برم یه کشور دیگه... وای! چه دنیایی بشه برام، آخ یا مریم مقدس! من به شخصه نوکرتم، این بورسیه مال من بشه! باید همه ترم‌ها نمره الف می‌شدم، باید همه تلاشم رو می‌کردم، باید می‌تونستم. اینقدر توی رویا فرو رفته بودم که نفهمیدم مهمونا کی رفتن و کی فرنوش در اتاق رو باز کرد و با چهره‌ای گشوده و پر شعف منو کشید توی بغلش. خوب می‌دونستم عشق در خونه دل دوستم رو زده، در گوشش زمزمه کردم:

- مبارکه!

منو به خودش فشرد و گفت:

- مرسی ژولیت جونی، البته هنوزم خیالم راحت نشده!

- همه چیز درست می‌شه عزیزم، خیلی خوشحالم فرنوش، خیلی زیاد! با اینکه نمی‌تونم تو رو با کسی شریک بشم، تازه داشتم نقشه می‌کشیدم که از کوروش بگیرمت.

خندید و گونه‌ام رو کشید، صدای مامانش بلند شد:

- دخترا بیاین بیرون...

صفحه 84


افزودن به پاکت خرید

دیدگاه خود را با ما به اشتراک بزارید


در حال حاضر دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.

  • ناشر : سخن
  • تعداد صفحات: 576
  • شابک: 9789643728373
  • شماره چاپ: 8
  • سال چاپ: 1396
  • موجودی : 1 عدد
  • نوع جلد: شمیز
  • دسته بندی: داستان فارسی
  • امتیاز:

مقالات پیشنهادی

 و از عشق هیچ نمی‌دانستم

و از عشق هیچ نمی‌دانستم

«ما بلایای بسیار از سر گذرانده بودیم. از هیچ‌چیز نمی‌هراسیدیم و مصیبت‌های دیگری نیز در پیش داشتیم. دعاها را فراموش کرده بودیم. زندگی امیدها را از ما ستانده بود. دعاها و امیدها از میانمان رخت بربسته بودند، بی‌بازگشت.» بیشتر بخوان


کتاب های پیشنهادی

book icon انتشارات سخن
مشاهده همه arrow icon
book icon به قلم هما پوراصفهانی
مشاهده همه arrow icon



Some text some message..