× پاکت سفارش
جمع
هزینه ارسال خرید آنلاین برای پاکت خرید بالای تومان رایگان است
با توجه به تعطیلی 2 آبان سفارشات پستی که از تاریخ 28 مهرماه ثبت خواهد شد، 3 آبان تحویل پست داده خواهد شد.
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
کجا به دستتون برسونیم؟
تهران
درحال حاضر فعلا سفارشات شهر تهران انجام می‌شود
کی به دستتون برسونیم؟

جغرافیای من و تو

نویسنده:
جنیفر اسمیت

هر بار که ذهنش به سمت و سوی پیزلی می‌رفت، خیلی زود آن را می‌زدود. اما این کار تنها فضا را برای حضور لوسی باز می‌کرد که می‌شد گفت کنار گذاشتنش دشوارتر بود. همیشه به خود اجازه می‌داد کمی آن‌جا پرسه بزند و در آن یک شب ناممکن نیویورک غرفه بشود... تا آن‌که خاطره‌ی این کشمکش تازه‌شان دوباره هشیارش می‌کرد و تندتند پلک می‌زد و بعد دندان‌هایش را به هم می‌فشرد و باز راه می‌افتاد.

یک روز عصر، در راه برگشتن به خانه، بالای خیابانی درنگ کرد. خورشید در نیمه‌راه غروب بود و روشنایی جهان یک‌جور نارنجی نرم زمستانی. شش روز پیاپی، به این تقاطع آمده بود و به چپ پیچیده بود که بالای تپه‌ای، در آپارتمانی کوچک، پدرش با شام آماده پشت میز نشسته بود.

اما امشب، در شب هفتم، دید که دارد به سمت بندرگاه می‌رود. هرچه نباشد، چه خوشش بیاید و چه نیاید، آنجا آخرین جایی بود که او را دیده بود و... همین دلیل برایش کفایت می‌کرد.

صفحه 184


افزودن به پاکت خرید

دیدگاه خود را با ما به اشتراک بزارید


در حال حاضر دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.

مقالات پیشنهادی

 مرد توی زیر زمین خانه‌ام

مرد توی زیر زمین خانه‌ام

حضور مادرم هنوز در آن اتاق احساس می‌شد. سبد قرقره‌ها و نخ‌هایش، کنار صندلیِ ترکه‌ای چوب‌افرا قرار داشت. دمپایی‌های فرسوده‌ی مخصوص خیاطی‌اش، زیر میز خیاطی آرام گرفته بود؛ بیشتر بخوان
 پسری با پیژامه‌ی راه راه

پسری با پیژامه‌ی راه راه

برونو جلو رفت و سلام کرد. گرتل با غضب نگاهش کرد و پرسید: «چی می‌خواهی؟»برونو بهش چشم‌غره‌ای رفت و به تندی گفت: «چیزی نمی‌خواهم. فقط آمدم سلام کنم.»گرتل به ستوان کوتلر گفت: «برادر کوچک مرا ببخش کُرت. فقط نُه سال دارد. می‌دانی که.»ستوان کوتلر گفت: «صبح به خیر مرد جوان!» و با جسارت کامل دستش را دراز کرد و موهای برونو را به هم ریخت. برونو دلش می‌خواست او را هل بدهد و به زمین بیندازد و روی سرش بالا و پایین بپرد. بیشتر بخوان
 این آدم‌ها کی هستند؟

این آدم‌ها کی هستند؟

این همه آدم و دریغ از یک نفر که کوچک‌ترین چیزی از من بداند. اگر فقط یکی از آن‌ها مرا به جا می‌آورد، می‌توانستم از شاخه‌های زندگی‌ام سُر بخورم، گَرد زمان را از روی لباس‌هایم بتکانم و سفر دور و درازم در امتداد کشتزارها را آغاز کنم، به مقصد نقطه‌ای که ابتدا ناپدید شدم. بیشتر بخوان
 من چیزی بودم. و حالا چیز دیگری بودم.

من چیزی بودم. و حالا چیز دیگری بودم.

من هیولا بودم و حالا نوع دیگری از هیولا هستم. هیولایی که می‌میرد، و درد را حس می‌کند، اما چیزی که در ضمن زندگی می‌کند... بیشتر بخوان
 زنی جوان، خانه ای رویایی و ناگهان...

زنی جوان، خانه ای رویایی و ناگهان...

 زن جوان زیبایی ناگهان ناپدید می‌شود. شاهدی ادعا می‌کند او با روان‌شناس خود گریخته است؛ اما... بیشتر بخوان


کتاب های پیشنهادی

book icon انتشارات هیرمند
مشاهده همه arrow icon
book icon به ترجمه‌ی مهرآیین اخوت
مشاهده همه arrow icon



Some text some message..