× پاکت سفارش
جمع
هزینه ارسال خرید آنلاین برای پاکت خرید بالای تومان رایگان است
با توجه به تعطیلی 2 آبان سفارشات پستی که از تاریخ 28 مهرماه ثبت خواهد شد، 3 آبان تحویل پست داده خواهد شد.
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
کجا به دستتون برسونیم؟
تهران
درحال حاضر فعلا سفارشات شهر تهران انجام می‌شود
کی به دستتون برسونیم؟

تکنیک بازیگری

نویسنده:
استلا آدلر

قدیم‌ترین حرفه جهان... نیست، بازیگری است. منظورم به هیچ‌وجه مقایسه‌ای تحقیرآمیز نیست. این یک واقعیت ساده است که همة ما، از آن کودکی که برای دست یافتن به بستنی لب و لوچه خود را آویزان کرده است گرفته تا آن سیاستمداری که به قصد تسخیر قلب و جیب موكلان احتماليش حنجرة خود را پاره می‌کند، برای رسیدن به آنچه مورد نظرمان است به نوعی از فنون بازیگری استفاده می‌کنیم. دوران زمامداری همة زمامداران جهان، بدون کمک گرفتن و استفادة مناسب از بازیگری، به‌طور خنده‌آوری کوتاه خواهد بود. حال چرا این تصور وجود دارد که بین بازیگر حرفه‌ای و آن دسته از ما که به خاطر نیازهای روزمره‌مان به‌طور طبیعی از فن بازیگری استفاده می‌کنیم تفاوتی هست، معمایی است. 

تصور اینکه بدون استفاده از بازیگری بتوانیم به زندگی خود در این جهان ادامه دهیم بسیار دشوار است. بازیگری به‌عنوان یک عنصر اصلی در تسهیل روابط اجتماعی به کار می‌رود و وسیله‌ای است برای حفظ منافع و به دست آوردن امتیازات در همة موارد زندگی.

بازیگری پدیده‌ای شگفت‌انگیز از نهاد انسان است و تحلیلی که خانم آدلر از فن بازیگری ارائه می‌دهد، تحلیلی بُرنده و هوشمندانه است که در ارائه آن بسیار تأخیر شده. امیدوارم که همه از خواندن این کتاب به همان اندازه که من لذت بردم، لذت ببرند.

مارلون براندو 

افزودن به پاکت خرید

دیدگاه خود را با ما به اشتراک بزارید


در حال حاضر دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.

  • مترجم: احمد دامود
  • ناشر : مرکز
  • تعداد صفحات: 174
  • شابک: 9789643051976
  • شماره چاپ: 32
  • سال چاپ: 1399
  • موجودی : 1 عدد
  • نوع جلد: شمیز
  • دسته بندی: نمایش
  • امتیاز:

مقالات پیشنهادی

 جنگ چهره زنانه ندارد

جنگ چهره زنانه ندارد

«ما توی زمین زندگی می‌کردیم... مثل موش کور... بهار که می‌شد یه شاخه می‌آوردی و می‌ذاشتی رو تاقچه. تماشاش می‌کردی و شاد می‌شدی. آخه فردا ممکن بود نباشی. به این خاطر به خودت فکر می‌کنی. و سعی می‌کنی شاخه رو به خاطر بسپاری... از خونه برای یکی از دخترها لباس زنانه‌ی پشمی فرستادن. ما حسودی‌مون می‌شد، با این‌که می‌دونستیم امکان پوشیدن لباس شخصی تو جنگ وجود نداشت. ارشدمون که مرد بود، غر زد و گفت «بهتر بود واسه‌ت ملافه می‌فرستادن. فایده‌ش بیشتر بود.»  بیشتر بخوان


کتاب های پیشنهادی

book icon انتشارات مرکز
مشاهده همه arrow icon



Some text some message..