× پاکت سفارش
جمع
هزینه ارسال خرید آنلاین برای پاکت خرید بالای تومان رایگان است
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
کجا به دستتون برسونیم؟
تهران
درحال حاضر فعلا سفارشات شهر تهران انجام می‌شود
کی به دستتون برسونیم؟

تاتار خندان

نویسنده: غلامحسین ساعدی

صبح آفتاب‌ نزده بلند شدم، چشم باز کرده نکرده حاجی را دیدم که پشت پنجره قدم می‌زدند. لباس پوشیدم و جمع‌و‌جور شدم، یاالله گفتم و رفتم تو راهرو. دو تا دختر کوچولوی حاجی را دیدم، یکی ده یازده ساله، دومی شش هفت ساله، هر کدام با چند ظرف شسته، از حیاط وارد شده بودند، تا مرا دیدند چسبیدند به دیوار. دختر بزرگ‌تر سلام کرد.

من جواب دادم: «سلام خانوم خانوما.»

دختر کوچک‌تر، ترس خورده سعی می‌کرد که خود را پشت‌سر خواهر بزرگش قایم کند. تا من وارد شدم، هر دو خنده‌کنان، بدوبدو، در رفتند و وارد اتاق دیگر شدند. صدای شتاب‌زده‌ی کوچولوتره را شنیدم که می‌گفت: «ننه، ننه، به ما گفت خانم!»

هنوز خنده‌های کشدارش نبریده بود که من تو حیاط با حاجی سلام علیک و خوش‌و‌بش کردم. حاجی گفت: «خیلی زود بلند شدین آقا دکتر؟»

گفتم: «خیلی هم خوابیدم حاجی‌ آقا.»

گفت: «انشاء‌الله که خستگی دررفته؟»

گفتم: «چه‌جور هم.»

گفت: «خدا را شکر، از خجالت شب قبل دراومدم.»

چنان خدا را شکر می‌گفت که انگار وجود او یا خانه‌ی او مانع خواب شب پیش من شده بود. در را باز کرد و رفت تو راهرو. و وقتی من دست و رو شسته وارد شدم حاجی حوله به دست منتظر ایستاده بود. به هیچ صورتی نمی‌شد مانع این کارهایش شد. توی اتاق سفره‌ی صبحانه پهن بود. و من چه اشتهایی پیدا کرده بودم. خیلی بیشتر از روز پیش نان و کره و پنیر خوردم. حاجی دو زانو طرف دیگر سفره نشسته بود و مرتب استکان چایی مرا پر می‌کرد. و برای اینکه با من همراهی کرده باشد، گاه نصفه استکانی هم برای خودش می‌ریخت. وقتی من سیگارم را آتش زدم، سر صحبت حاجی باز شد: «آقا دکتر، دمدمه‌های صبح رجب آمد و تمام اثاثیه‌ی شما را برد درمانگاه. اما من سفارش کردم که دست به هیچ چیز نزند. تا خود شما تشریف ببرید.»

شب قبل رجب را پیدا کرده بودیم. بعد شام که جز من و حاجی و داماد و پسرش کس دیگری سر سفره نبود، صحبت به کار درمانگاه کشید و من گفتم: «یک نفر جوان زبر و زرنگ که مختصر سوادی هم داشته باشد برای زیر دست من لازمه.»


قیمت: 33,000 تومان
افزودن به پاکت خرید

دیدگاه خود را با ما به اشتراک بزارید


در حال حاضر دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.

  • ناشر : نگاه
  • تعداد صفحات: 336
  • شابک: 9789643514235
  • شماره چاپ: 1
  • سال چاپ: 1397
  • نوع جلد: شمیز
  • دسته بندی: داستان فارسی
  • امتیاز:

مقالات پیشنهادی

 تکه‌نان به جای تکه‌سنگ

تکه‌نان به جای تکه‌سنگ

«پیکار با سرنوشت» رمانی است از واسیلی گروسمان، نویسندۀ روس. این کتاب را جنگ و صلح قرن بیستم خوانده‌اند- شاهکاری که نگاهی تازه به جنگ‌جهانی دوم دارد، نگاهی انسانی. سروش حبیبی ترجمۀ فارسی این کتاب را اولین بار بیست سال پیش در نشر سروش منتشر کرد. حالا ویراست تازۀ آن در نشر نیلوفر منتشر شده است. بیشتر بخوان
 مهاجرت، کنده‌شدن از جا، جا کَن شدگی

مهاجرت، کنده‌شدن از جا، جا کَن شدگی

بر این پهنۀ خاک چیزی هست که به رغم ما ادامه می‌دهد، نفس بودن به راستی موکول به بودن ما نیست، و این خوب است، خوب است که جلوه‌های بودن را به غم و شادی ما نبسته‌اند، خوب است که غم ما، با استناد به قول شاعر «اگر غم را چو آتش دود بودی» دودی ندارد، تا جهان جاودانه تاریک بماند. بیشتر بخوان
 شب‌نشینی‌های باشکوه با جناب آقای ساعدی

شب‌نشینی‌های باشکوه با جناب آقای ساعدی

مجموعه‌ داستان‌هایی از شخصیت‌هایی کابوس‌زده که درگیر اتفاقاتی هولناک درون زندگی خود می‌شوند و از آن گریزی ندارند. بیشتر بخوان
 این یک تراژدی است

این یک تراژدی است

داستان در مورد پدر و پسری نوجوان به نام علی است که از شدت فقر مجبور به فروش خون خود می‌شوند و از قضا به مریض‌خانه‌ای راه پیدا می‌کنند و اتفاقات آن جا به تصویر کشیده شده است. بیشتر بخوان


کتاب های پیشنهادی

 طاهره، طاهره ی عزیزم

طاهره، طاهره ی عزیزم

25,000 تومان
 کلاته گل

کلاته گل

18,000 تومان
 ترس و لرز

ترس و لرز

29,000 تومان
 چوب بدستهای ورزیل

چوب بدستهای ورزیل

18,500 تومان



Some text some message..