کتاب بیگانه
ترجمه کاوه میرعباسی
قبل از خرید کتاب بیگانه بخوانید
چگونه یک انسان میتواند نسبت به مرگ مادرش، عشق و حتی مجازات خود کاملاً بیتفاوت باشد؟ کتاب بیگانه (The Stranger / L'Étranger)، شاهکار آلبر کامو، داستان مردی است که با هنجارهای احساسی جامعه بیگانه است و زندگی را تهی از هرگونه معنا میبیند.
درباره کتاب بیگانه
این رمان کوتاه اما عمیق، روایت زندگی «مورسو» است؛ کارمندی ساده که اگرچه در میان مردم زندگی میکند، اما هیچ وجه تشابهی میان خود و آنان نمیبیند. کامو در این اثر، فلسفهی پوچی (Absurdism) را در قالب شخصیت مورسو به تصویر میکشد؛ کسی که مرگ و زندگی برایش یکسان است و وقایع را بدون هیچ تفسیر احساسی و تنها بر اساس ادراکات حسی لحظهای میپذیرد. در دنیای او، واکنشها هیچ توضیحی ندارند و داستان در سکوتی خالی از استدلال رقم میخورد.
خواندن کتاب بیگانه به چه کسانی پیشنهاد میشود؟
- علاقهمندان به ادبیات کلاسیک فرانسه و آثار آلبر کامو.
- کسانی که به دنبال درک مفاهیم فلسفی پوچگرایی و اگزیستانسیالیسم در بستر رمان هستند.
- خوانندگانی که ترجمههای معتبر ادبیات جهان را دنبال میکنند.
معرفی نویسنده و مترجم
آلبر کامو (۱۹۱۳-۱۹۶۰)، نویسنده و فیلسوف برجستهی فرانسوی و برندهی جایزه نوبل ادبیات است. این اثر با ترجمهی کاوه میرعباسی توسط نشر چشمه منتشر شده است.
جملات کتاب بیگانه
«امروز توی دفتر سرم خیلی شلوغ بود. کارفرمایم محبتش گل کرد. پرسید آیا خسته نیستم و خواست سن مامان را بداند. گفتم «حدود شصت.» که یک وقت اشتباه نکرده باشم و نمیدانم چرا قیافهاش نشان داد خیالش آسوده شده و قضیه را خاتمهیافته دانست... قبل از اینکه برای صرف ناهار بیرون بروم، دستهایم را شستم. ظهر از این لحظه خیلی لذت میبرم. غروب کمتر به دلم مینشیند چون حولهی گردانی که ازش استفاده میکنیم حسابی خیس است، تمام روز از آن استفاده کردهاند... کمی دیر، نیم ساعت از ظهر گذشته، همراه امانوئل که در بخش ارسال کار میکند، بیرون آمدم. دفتر مشرف به دریاست و کمی معطل شدیم تا، زیر آفتاب سوزان بندر، محمولهها را تماشا کنیم.»
«امروز، مادرم مرد. شاید هم دیروز، نمیدانم.»