لوگو www.avangard.ir
× پاکت سفارش
جمع
هزینه ارسال برای سفارش‌های بالای تومان رایگان است
قبل از پرداخت از غیر فعال بودن فیلتر شکن (VPN) مطمئن شوید.
  • هزینه ارسال پستی تا ۱ کیلوگرم ۲۵ تومان، تا ۲ کیلوگرم ۳۷ تومان، تا ۳ کیلوگرم ۴۶ تومان، تا ۴ کیلوگرم ۵۴ تومان، تا ۵ کیلوگرم ۷۲ تومان، تا ۷ کیلوگرم ۹۰ تومان است. در صورت دریافت هرگونه هزینه‌ی اضافی، وجه مذکور بازگردانده خواهد شد.
  • شمارۀ پیگیری مرسوله ازطریق پیامک به شما اطلاع داده می‌شود.
  • در صورت عدم دریافت مرسوله، مسئولیت پیگیری از شرکت پست به عهدۀ خریدار محترم خواهد بود.
  • ارسال مرسولات حداکثر ظرف یک روز کاری تحویل پست خواهد شد؛ لازم به ذکر است آوانگارد در روزهای پنج‌شنبه، جمعه و تعطیلات رسمی ارسال پستی ندارد.
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
کجا به دستتون برسونیم؟
تهران
درحال حاضر فعلا سفارشات شهر تهران انجام می‌شود
کی به دستتون برسونیم؟

اینجا همه آدم ها این جوری اند

نویسنده:
لوری مور

می‌گویم: «سردرنمی‌آورم کارول؟ چی شده؟»

آن وقت او می‌گید: «بابا، به‌نظر ما، شما باید یک مدتی بروید بیمارستان.»

نمی‌فهمم، حسابی گیج شده‌ام. این قضیه‌ بیمارستان دیگر چیست. من که طوریم نشده. مثل همیشه سر حالم. برای همین می‌گویم:

«یعنی چه که بروم بیمارستان؟ من که چیزیم نیست.» و او می‌گوید:

«دست بردارید، بابا. دکتر اِلجین شما را معاینه کرد و گفت بهترین کار همین است.» خُب، معلوم است که من می‌گویم:

«من اصلا خیال ندارم بروم بیمارستان. همین جا توی خانه خودم می‌مانم،» چون به دکترها اعتماد ندارم. یعنی هیچ‌وقت نشده به آنها اعتماد داشته باشم، و از بیمارستان هم خوشم نمی‌آید. هیچ‌وقت خوشم نیامده. آن وقت کارول می‌گوید:

«بابا، ما فقط نگران شماییم. این روزها حواستان اصلا سرجاش نیست. شاید یکی دو روز که توی بیمارستان بمانید، حالتان خوب بشود.»

بعد فیلیپ شروع می‌کند به حرف زدن:

«بابا، فکر می‌کنیم این کار به نفع شماست.» هیچ خوشم نمی‌آید به من بگوید «بابا». مطمئنم این را فقط برای ناراحت کردن من می‌گوید.

افزودن به پاکت خرید

دیدگاه خود را با ما به اشتراک بگذارید


در حال حاضر دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.

مقالات پیشنهادی

 مرثیه‌ای هجوآمیز برای رویای آمریکایی

مرثیه‌ای هجوآمیز برای رویای آمریکایی

«به گمانم من از جمله به این دلیل هرگز کارآگاه خصوصی قابلی نشدم که بیش از حد در رویای بابل بودم.» بیشتر بخوان
 در دوزخ رذیلانه‌ی آدمیان

در دوزخ رذیلانه‌ی آدمیان

«هنوز هم در درون از خودسری و خشونت آدمیان دل‌چرکین بودم اما یاد گرفته بودم راست توی چشمان‌شان نگاه کنم. نه، دروغ است... هر که را می‌دیدم سرم می‌افتاد و آن لبخند آشوب را تحویلش می‌دادم، آن مسخرگی پر از شکست را.» بیشتر بخوان
 ایستاده بر مرز حقیقت و رویا

ایستاده بر مرز حقیقت و رویا

ماجرای اصلی داستان رویافروش در سال 2059 و 15 سال پس از سومین جنگ جهانی ویرانگر به وقوع می‌­پیوندد. بیشتر بخوان


کتاب های پیشنهادی

book icon انتشارات نیلوفر
مشاهده همه arrow icon
book icon به ترجمه‌ی مژده دقیقی
مشاهده همه arrow icon



Some text some message..