× پاکت سفارش
جمع
هزینه ارسال خرید آنلاین برای پاکت خرید بالای تومان رایگان است
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
کجا به دستتون برسونیم؟
تهران
درحال حاضر فعلا سفارشات شهر تهران انجام می‌شود
کی به دستتون برسونیم؟

انفجار در کلیسای جامع (قرن روشنفکری)

نویسنده:
آلخو کارپانتیه

سوفیا با لحنی کوبنده در گوش ویکتور گفت: «آخر این‌که سیاه است!» 

ویکتور روی از او گرداند و او را به‌نرمی از خود دورکنان گفت: «انسان‌ها، سیاه یا سفید، همه یکسان‌اند!»

اما این حرف فقط اسباب افزایش اکراه سوفیا شد. او این اصل را همچون آرمانی انسان‌دوستانه البته می‌پذیرفت و در مباحثه آن را به کار می‌برد اما نمی‌توانست خود را راضی کند که بیمارش را نزد پزشکی سیاه‌پوست ببرد یا تن یکی از بستگان‌اش را به دست چنین کسی بسپارد. به گمان او هیچ‌کس حاضر نمی‌شود ساختمان قصری یا دفاع از متهمی با هدایت بحثی را در زمینة الهیات به عهدة سیاهی بگذارد، یا او را شایستة ادارة امور کشوری بشمارد. اما استبان ناله می‌کرد و چنان با درماندگی کمک می‌خواست که همه به اتاق‌اش رفتند. ویکتور با لحنى قاطع که چون و چرا برنمی‌تابید، گفت: «بگذارید پزشک کار خود را بکند. باید به هر راه که ممکن باشد بر این بیماری غالب شد.» 

صفحه ۶۷

افزودن به پاکت خرید

دیدگاه خود را با ما به اشتراک بزارید


در حال حاضر دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.

مقالات پیشنهادی

 یک کتاب با طعم شکلات

یک کتاب با طعم شکلات

دو دوست برای برآورده کردن رویاهایشان در مزرعه‌ای کار می‌کنند. یکی از آن‌ها به اشتباه همسرِ پسرِ صاحب‌مزرعه را می‌کشد. دیگری، برای نجاتِ دوست‌اش از مجازاتی دردناک، مجبور می‌شود دست به انتخاب سختی بزند.  بیشتر بخوان


کتاب های پیشنهادی

book icon انتشارات نیلوفر
مشاهده همه arrow icon
book icon به ترجمه‌ی سروش حبیبی
مشاهده همه arrow icon



Some text some message..