کتاب از تو فقط همین یک دانه را داشتم
از همین رو، میگفتند لباس های قشنگ پوشیده | همه خیلی تیپ میزدند | من هم خواستم تیپ بزنم | نزدیک آمدن میهمانها رفتم و ژل را ورداشتم و مثل شامپو خالی کردم روی سرم | هر چه ورز میدادم میدیدم سیخ سیخی که نمیشود هیچ، بدتر خیس هم میشود
صفحه47
تو همانی که امشب در رؤیا خواهم دیدش
یادداشتی بر کتاب «تو مثل من فردا دنیا آمدی: نامهنگاریها (۱۹۲۲-۱۹۳۶)، نویسندگان: مارینا تسوتایوا، بوریس پاسترناک، راینر ماریا ریلکه»
قدرت اراده در دنیای کوچکها
معرفی کتاب کودک کرمی که عقاب را نجات داد نوشته حمیدرضا توکلی
در آن میدان به گذشته چشم دوختم
معرفی کتاب آدم های زندگی قبلی نوشته فریبا وفی