× پاکت سفارش
جمع
هزینه ارسال خرید آنلاین برای پاکت خرید بالای تومان رایگان است
قبل از پرداخت از غیر فعال بودن فیلتر شکن (VPN) مطمئن شوید.
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
کجا به دستتون برسونیم؟
تهران
درحال حاضر فعلا سفارشات شهر تهران انجام می‌شود
کی به دستتون برسونیم؟

آینه های بی کران (زندگی منیر شاهرودی فرمانرمائیان)

نویسنده:
زارا هوشمند

«یک، دو، سه، چهـار... نرم تر! پوران، شانه هایت را آن طور نجنبان، ایـن فوکس تروت است، نه باباکرم!» درس رقص را قطع کردم و صفحه‌ی گرامافون را از سر گذاشتم و ترانه‌ی بگین دوباره شروع شد. بین تمام دوستانم من از همه بهتر می‌رقصیدم. علاوه بر این، داشتن گرامافون که آرزوی هرکسی بود، باعث شد مربی شوم. اگر آهنگ‌های دیگری هم داشتم بهتر بود، اما مـن همان دوتا آهنگ را دوست داشتم. مدام یـا ترانـه‌ی «رقص بگین را آغـاز کـن» را می‌گذاشتم یا «شب و روز» را، شبانه روز، هر روز، هر شب.

برادرم احمد به تازگی با گرامافون، مدرک مهندسی و یک همسر انگلیسی از لندن بازگشته بود. پاملا جذاب بود: بلند و باریک و بلوند، خویشتن‌دار و آرام که من حالا آن را نشانه‌ی انگلیسی بودن می‌دانم، ولی آن موقع مرا ياد موناليزا می‌انداخت. تمام لوازمش را از روی یک مجله‌ی مد خارجی می‌خرید و خیلی راحت آن‌ها را در اختیار من می‌گذاشت. لباس‌هـایش بـه مـن نمی خـورد، اما کمربندی، کیفی، شالی یا تکه جواهری بدلی غنیمت بود.

صفحه ۸۵

افزودن به پاکت خرید

دیدگاه خود را با ما به اشتراک بزارید


در حال حاضر دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.

مقالات پیشنهادی

 قواعد بیقواعد، بادبادکت را هوا کن

قواعد بیقواعد، بادبادکت را هوا کن

« صدای حسن در سرم پیچید: « تو جون بخواه ». حسن، همان بادبادک باز لب شکری.» بیشتر بخوان


کتاب های پیشنهادی

book icon انتشارات فیروزه
مشاهده همه arrow icon
book icon به ترجمه‌ی زیبا گنجی
مشاهده همه arrow icon



Some text some message..