× پاکت سفارش
جمع
هزینه ارسال خرید آنلاین برای پاکت خرید بالای تومان رایگان است
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
کجا به دستتون برسونیم؟
تهران
درحال حاضر فعلا سفارشات شهر تهران انجام می‌شود
کی به دستتون برسونیم؟

بادبادک باز (جیبی)

نویسنده:
خالد حسینی

مدتی حتی سرطان هم نتوانست بابا را از رفتن به بازار کهنه فروشان باز دارد. شنبه ها می‌رفتیم حراج اثاثیه‌ی منازل، بابا راننده بود و من راهنما، ویکشنبه ها ویترینمان را می‌چیدیم. چراغ برنجی. دستکش بیسبال. لباس اسکی زیپ در‌رفته. بابا با آشنایان کشور زاد گاهش اختلاط می‌کرد و من سر یک یا دو دلار با مشتری ها چانه می‌زدم. انگار یکی دو دلار فرقی هم می‌کرد. انگار نه انگار که با هر بار تعطیل شدن مغازه روز یتیم شدنم نزدیک تر می‌شد.

صفحه 190

افزودن به پاکت خرید

دیدگاه خود را با ما به اشتراک بزارید


در حال حاضر دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.

مقالات پیشنهادی

 قواعد بیقواعد، بادبادکت را هوا کن

قواعد بیقواعد، بادبادکت را هوا کن

« صدای حسن در سرم پیچید: « تو جون بخواه ». حسن، همان بادبادک باز لب شکری.» بیشتر بخوان
 پاورقی‌های عاشقانه تاریخ

پاورقی‌های عاشقانه تاریخ

زنی به نام دزیره کلاری دلباخته ناپلئون می‌شود و به نامزدی هم در می‌ایند؛ اما ناپلئون نامزدی را به هم زده و با زنی دیگر ازدواج می‌کند… بیشتر بخوان
 و از عشق هیچ نمی‌دانستم

و از عشق هیچ نمی‌دانستم

«ما بلایای بسیار از سر گذرانده بودیم. از هیچ‌چیز نمی‌هراسیدیم و مصیبت‌های دیگری نیز در پیش داشتیم. دعاها را فراموش کرده بودیم. زندگی امیدها را از ما ستانده بود. دعاها و امیدها از میانمان رخت بربسته بودند، بی‌بازگشت.» بیشتر بخوان


کتاب های پیشنهادی

book icon انتشارات مروارید
مشاهده همه arrow icon
book icon به قلم خالد حسینی
مشاهده همه arrow icon
book icon به ترجمه‌ی زیبا گنجی
مشاهده همه arrow icon



Some text some message..