× پاکت سفارش
جمع
هزینه ارسال خرید آنلاین برای پاکت خرید بالای تومان رایگان است
بازگشت به پاکت سفارش (۱)

هر وقت آن‌ها را نگاه می‌کردی سلسله کوه‌های دیگری هم به چشم می‌خوردند

بخشی از کتاب «خورشید همچنان می‌دمد» اثر ارنست همینگوی

نویسنده مهمان

پنجشنبه ۴ بهمن ۱۳۹۷

shorter-link Save Story
خورشید همچنان میدمد

لحظاتی بعد از دل کوه‌ها بیرون آمدیم و وارد درخت‌زاری شدیم که در دو طرف جاده روییده بودند. همچنان که پیش می‌رفتیم رودخانه و مزرعه گندم‌های رسیده به چشم می خوردند. راه مستقیم بود. کمی سربالایی شد و بعد به سمت چپ رو به سرازیری رفت. تپه‌ای با دژ قدیمی دیدیم که ساختمان‌های سفیدی نزدیک اطرافش بنا شده و مزرعه گندمی در آنجا بود که تا پای دیوارها قد کشیده بودند و باد آن‌ها را تکان می‌داد. من در صندلی جلویی کنار راننده نشسته بودم. به عقب برگشتم. رابرت کوهن خواب بود، اما بیل نگاه می‌کرد و سرش را تکان می‌داد. سپس از کنار دشت وسیعی رد شدیم. که رودخانه‌‌ی بزرگی در سمت راست جاده جاری بود و درخشش آن زیر نور آفتاب از میان درختان پیدا بود. آدم‌ می‌توانست از همان دوردست فلات پامپلونا را که از دل دشت بیرون زده بود و دیوارهای شهرف کلیسای بزرگ قهوه‌ای و بنای شکسته سایر کلیساها را ببیند. در پشت فلات سلسله کوه‌ها قرار داشتند و هر وقت آن‌ها را نگاه می‌کردی سلسله کوه‌های دیگری هم به چشم می‌خوردند و در برابرمان جاده‌ی سفید بود که از میان دشت به سمت پامپلونا امتداد یافته بود.

از سمت دیگر فلات وارد شهر شدیم. جاده‌ی شیب‌دار غرق در گردوغبار و زیر سایه درختان، پیچ در پیچ بود و تا هموار شد به قسمت تازه‌ای از شهر رسیدیم که خارج از حصارهای قدیمی ساخته می‌شدند. از مقابل میدان گاوبازی گذشتیم که زیر آفتاب، نمای سیمانی و سفید و استواری داشت. از یک خیابان یک‌طرفه وارد میدان بزرگی شدیم و در مقابل هتل مونتویا توقف کردیم.

راننده به ما کمک کرد تا چمدان‌هایمان را خالی کنیم. دسته‌ای از بچه‌ها ماشین را تماشا می‌کردند. میدان گرم بود و درختان سرسبز. از چوب‌ها پرچم آویخته بودند. از زیر آفتاب به سایه‌هایی که کنار مغازه‌های میدان گسترده شده بود، پناه بردیم. آقای مونتویا از دیدن ما خوشحال شد و با ما دست داد. اتاق مشرف به میدان را به ما داد. دوشی گرفتیم و برای خوردن ناهار به سالن غذاخوری طبقه پایین رفتیم. راننده هم ناهار مهمان ما شد و بعد کرایه‌اش را پرداختیم و به بایون بازگشت.

خورشید همچنان می دمد

خورشید همچنان می دمد

نویسنده: ارنست همینگوی ناشر: نگاه قطع: گالینگور،رقعی نوع جلد: شمیز قیمت: ناموجود

مطالب پیشنهادی

کتاب های پیشنهادی

آس و پاس در پاریس و لندن

آس و پاس در پاریس و لندن

جورج اورول ,
ناموجود
واقع نگری

واقع نگری

آنا روسلینگ , اولا روسلینگ , هنس روسلینگ ,
33,000 تومان
مردان مریخی ، زنان ونوسی

مردان مریخی ، زنان ونوسی

جان گری ,
20,000 تومان
فرسودگی

فرسودگی

كریستیان بوبن ,
ناموجود
مزخرفات فارسی

مزخرفات فارسی

رضا شکراللهی ,
ناموجود
Some text some message..