خانه‌ای غیرمعمولی برای خانواده‌ای غیرمعمولی

معرفی کتاب کودک چرا ما خارج از شهر زندگی می‌کنیم؟ نوشته پتر اشتام

آلما توکل

شنبه ۸ آذر ۱۴۰۴

کتاب کودک چرا ما خارج از شهر زندگی می کنیم؟
تصویر روی جلد کتاب چرا ما خارج از شهر زندگی می‌کنیم؟، تصویرگر یوتا بائر

«چرا ما خارج از شهر زندگی می‌کنیم؟» داستان یک خانواده است. خانواده‌ای که مکان مشخصی برای زندگی ندارند و مدام در حال جابجا شدن هستند تا خانه‌ای مناسب پیدا کنند. راوی داستان هربار مکان جدید را توصیف می‌کند تا مخاطب بداند چرا به آن فضا کوچ کرده اند و چرا آن را ترک می‌کنند.

در نهایت همه‌ی ما منتظریم تا ببینیم خانه‌ی مطلوب این خانواده کجاست؟ یک خانه واقعی؟ یک خانه در دل جنگل؟ خانه‌ای از جنس رویا؟ 

جست‌وجویی خیال‌انگیز برای یافتن خانه

اگر کسی از ما بپرسد «کجا می‌توانی زندگی کنی؟»، اکثر ما چند محل سکونت  به ذهن‌مان خطور می‌کند: در یک ساختمان بلند که امکانات بسیاری دارد یا در یک آپارتمان ویلایی که درخت و گیاهان آن بسیارند. ما هوای خوب و دسترسی خوب به امکانات را در ذهنمان می‌چینیم و قطعاً فضای کم امکانات را محل مناسبی برای زیستن نمی‌دانیم. اما پیتر اشتام یک خانواده را که به دنبال محل زندگی ایده‌آل هستند، به غیرمعمول‌ترین و فانتزی‌ترین مکان‌ها می‌برد. هر مکان به دو صفحه اختصاص دارد، با متنی کوتاه همراه با تصویر بزرگی از جوتا باوئر. در باور نویسنده جستجوی بهترین مکان برای زندگی، سفری از طریق خیال و تخیل است.

متن‌های این داستان همیشه با توصیف فعالیت‌های اعضای خانواده آغاز می‌شوند: « روزهایی که توی برف در چادر سفید زندگی می‌کردیم، همه چیز آرام و سفید بود. فقط شب‌ها آسمان سیاه بود و گاهی دست‌ها و پاهایمان کبود می‌شدند. وقتی آدم دقیق نگاه می‌کرد می‌دید که دانه های برف خیلی با هم فرق دارند. ما توانستیم پنجاه و هفت نوع داانه ی برف را شناسایی کنیم، بعد دست از شمردن برداشتیم.»

پیتر اشتام علاقه کودکان به الگوهای قابل‌شناسایی در داستان را با پایان دادن هر داستان با بازی خاص خود بر کلمات و اعداد،  عنوان می‌کند. در داستان اول این موضوع هنوز نسبتاً «بی‌خطر» است: «پدر چهار روزنامه خواند، مادر سه صندلی خرید، مادربزرگ برای هر یک از ما دو جفت جوراب راه‌راه بافت، و پدربزرگ یک جفت عینک آفتابی را گم کرد.»

وقتی خانواده در باران زندگی می‌کند، متن چنین می‌گوید: «برادر  چهار فصل سال را حفظ کرد، مادر به درگاه خدا دعا می‌کرد که باران بند نیاید. پدربزرگ همه چیز را خواست که باران ند نیاید،  پدربزرگ همه چیز را دو تا می‌دید...».

ترکیب پایبندی به قواعد سخت‌گیرانه فرم و محتوای غافلگیرکننده و گاه سوررئال در خطوط پایانی، که همگی به صورت معکوس شمارش می‌شوند، به خوانندگان و شنوندگان امکان می‌دهد نسخه‌های خود را بسازند و با نسخه نویسنده مقایسه کنند. با این حال، هر متن با یک دلیل قطعی که نشان می‌دهد چرا آن‌ها نمی‌توانند در آن مکان زندگی کنند، پایان می‌یابد و سپس فصل بعد شروع می‌شود، جایی که آن‌ها مکان جدیدی برای زندگی امتحان می‌کنند.

تصاویر پرجزئیات جوتا باوئر می‌توانند به همان اندازه نقطه شروع این سفر کشف غیرمعمول باشند. حتی کودکانی که هنوز نمی‌توانند بخوانند، چیزهای زیادی برای کشف کردن خواهند یافت، یا به تنهایی و یا همراه با یک بزرگسال. 

خانه‌های رویایی خود را بسازید

آیا می‌توان روی کلاه عموی خود زندگی کرد؟ یا روی سقف کلیسا؟ در برف یا باران؟ این خانواده شامل مادربزرگ، پدربزرگ، مادر، پدر، سه فرزند و یک گربه قادر به انجام این کار هستند. گاهی در ویولن خاله زندگی می‌کنند، اما از آنجا نیز نقل مکان می‌کنند. به «هیچ‌جا»، به خانه با سه تلفن، روی ماه، در سینما، در جنگل و فراتر.

این داستانی شاعرانه است که پیتر اشتام در آن از شگفتی جهان، جستجو و رسیدن، و معنای واقعی خانه سخن می‌گوید.

پیتر اشتام داستان طولانی‌ای درباره‌ی زندگی در مکان‌های مختلف روایت می‌کند و تلاش می‌کند هر یک از این خانه‌ها را با ویژگی‌های خاص خود توصیف کند. وقتی خانواده در یک رویا زندگی می‌کند، همه چیز متفاوت از حالت عادی است: چیزهای بزرگ کوچک‌اند، چیزهای نزدیک دور به نظر می‌رسند، بوها قابل دیدن‌اند و جنگل هیچ درختی ندارد. اما وقتی مادر دیگر پسر کوچکش را نمی‌شناسد، خانواده حرکت می‌کند. آن‌ها تجربه‌ای هیجان‌انگیز داشته‌اند، اما سپس رویدادی اتفاق می‌افتد که آن‌ها را وادار می‌کند به دنبال مکان جدیدی برای زندگی باشند.

این روند درباره تمام مکان‌هایی که خانواده در آن زندگی می‌کند صادق است: گاهی پدر دیگر نمی‌تواند چیزی ببیند، گاهی هوا بیش از حد سرد است، گاهی راوی داستان بیمار است و همیشه اینها دلیلی برای یافتن خانه‌ای جدید یا تخیل یک خانه جدید هستند.

در نهایت، خانواده در بیرون شهر در یک خانه  بزرگ زندگی می‌کند که شبیه سایر خانه‌هاست و به نظر می‌رسد در اینجا برای مدت طولانی خواهند ماند. عمویی که آن‌ها در کلاهش زندگی کرده‌اند، به دیدارشان می‌آید و خاله‌ای که آن‌ها در ویولنش زندگی کرده‌اند، آن‌ها را دعوت کرده است. گذشته حاضر است. اما این مکان عادی و معمولی وعده آرامش می‌دهد، زیرا بسیاری از امور هر روز یکسان است. با این حال، برخی چیزها هر روز متفاوت‌اند

پیتر اشتام با استفاده از تخیل فراوان، مکان‌های زندگی خود را کاوش و توصیف کرده و تصاویر یک تصویر تمام‌صفحه برای هر مکان این فضا را به خوبی منتقل می‌کنند و علاوه بر آن، به مخاطب امکان می‌دهند چیزهایی را کشف کند که متن به آن اشاره نکرده است.

خوانندگان کودک احتمالاً از این کتاب الهام می‌گیرند و درباره خانه‌های رویایی خود داستان خواهند گفت یا نقاشی خواهند کرد، و می‌توان با بزرگ‌ترها درباره اینکه چرا خانه بزرگ و کاملاً عادی نیز می‌تواند نقطه‌ای برای کشف و تجربه باشد، به بحث و فلسفه پرداخت.

درباره نویسنده

پیتر اشتام در واینفلدن، در کانتون تورگاو، در خانواده‌ای طبقه متوسط و فرزند یک حسابدار به دنیا آمد. پس از پایان دبستان و دبیرستان، سه سال به عنوان کارآموز حسابداری و سپس پنج سال به عنوان حسابدار کار کرد. پس از آن تصمیم گرفت دوباره به دانشگاه بازگردد و در دانشگاه زوریخ در رشته‌هایی مانند ادبیات انگلیسی، انفورماتیک تجاری، روان‌شناسی و آسیب‌شناسی روانی تحصیل کند.

پیتر اشتام در ژانرهای مختلفی از جمله داستان، نمایش‌نامه و نمایش‌نامه رادیویی فعالیت دارد.

درباره تصویرگر

یوتا بائر (‏۱۹۵۵۲۰۲۵) نویسنده و تصویرگر نامدار آلمانی کتاب‌های کودک بود. او به‌خاطر آثار تأثیرگذارش در حوزه تصویرگری، در سال ۲۰۱۰ برنده مدال معتبر «هانس کریستین اندرسن» شد. بائر خالق کتاب‌های محبوبی مانند «مامان جیغ جیغو» و «فرشته پدربزرگ» بود.او تا پایان عمر در هامبورگ زندگی کرد و آثارش همچنان الهام‌بخش نسل‌های تازه‌ای از نویسندگان و تصویرگران کودک است.

دیدگاه ها

در حال حاضر دیدگاهی برای این مقاله ثبت نشده است.

مطالب پیشنهادی

چه چیزی اگنس را کشت؟

چه چیزی اگنس را کشت؟

مروری بر کتاب اگنس نوشته‌ی پتر اشتام

بچه ها چگونه زمان را درک می‌کنند؟

بچه ها چگونه زمان را درک می‌کنند؟

معرفی کتاب سفر در زمان با یک همستر نوشته‌ی راس ولفورد

روایتی شاعرانه از رنجِ جنگ

روایتی شاعرانه از رنجِ جنگ

معرفی کتاب ورشو چندی پیش نوشته‌ی احمد محسن

کتاب های پیشنهادی